مسلمانانی که به مسیح اعتقاد دارند ، حضرت میرزا غلام احمد از قادیان (به عنوان) مسلمانانی که به مسیح اعتقاد دارند ، حضرت میرزا غلام احمد قادیانی (ع) ، عشق به همه ، نفرت برای هیچکدام.
سرمایه گذاری ، بهره و اسلام
حضرت میرزا طاهر احمد بررسی مذاهب ، فوریه 1994
رئیس چهارم جامعه مسلمانان احمدیه در اسلام ، حضرت میرزا طاهر احمد ، خود را در زمان های مختلف ، در جامعه خود و دیگران در دسترس قرار داد تا به هر سؤالی که برای او مطرح می کنند پاسخ دهند. ما در زیر یک متن از دو سؤال از جلسه ثبت شده در نصیر باگ ، مرکز مسلمانان احمدیه در آلمان در یازدهمین سپتامبر 1993 ارائه می دهیم.
رونویسی شده توسط آماتول هادی احمد
سؤال - در اسلام بسیار مهم است که پول را ذخیره کند بلکه کار کردن آن باشد. چگونه اسلام قرار دادن پول را در سیستم بازار سهام سرمایه داری مشاهده می کند؟
پاسخ - سیستم اقتصادی اسلامی بر اساس یک اصل متفاوت اجرا می شود و شما باید قبل از اینکه بتوانید به سؤالی که به طور خاص پرسیده اید ، آن سیستم را درک کنید. دو روش ممکن برای جذب سرمایه به ماشین آلات کار اقتصاد وجود دارد - برای گردش سرمایه به گونه ای که بتواند چرخ های اقتصاد را تبدیل کرده و آن را ادامه دهد.
یکی از راه های انجام این کار ، پاداش سرمایه با سود است تا بتوانید سرمایه خود را جلب کرده و از آن استفاده کنید. این بدان معناست که دو ابزار در جامعه ایجاد شده است - یکی کشش کوچکتر از بزرگان سرمایه و دیگری کشش بسیار بزرگتر و پراکنده جامعه به طور کلی. برای جلب پول از سود یک جامعه و هدایت آن به کانال های اقتصادی ، به بزرگان بانکداری نیاز دارد و این بزرگان بانکداری برای حرص و آز مردم برای سود سرمایه خود کار می کنند. اصل اساسی که می توان درک کرد که در این سیستم سرمایه داری اعمال می شود ، این است که پول فرزندان را به دنیا می آورد ، یعنی مستقیماً پول ایجاد می کند. به خودی خود اعتقاد بر این است که این کیفیت را دارد.
اسلام از پذیرش این مفهوم امتناع می ورزد. پیامبر اسلام ، (SA) یک بار این سؤال را از کسی که از علاقه سؤال کرده بود پرسید: "آیا پول شما فرزندان را به دنیا می آورد" ، یعنی اگر آن را بیکار نگه دارید ، آیا به خودی خود تولید مثل می کند؟ "البته پاسخ این بود ، "نه"از این ما می بینیم که اسلام پول را یک عامل بی اثر در یک اقتصاد می داند. در واقع یک عامل ، اما یک عامل بی اثر که بسته به اینکه چه کسی از این پول استفاده می کند ، می تواند نقش های مثبت و منفی ایفا کند. بنابراین ارزش های انسانی قبل از نتیجه گیری باید به پول ازدواج کنند. اگر این ارزشهای انسانی ارزشهای منفی باشند و اگر افراد غیرمسئولانه پول بگیرند ، این پول هدر می رود و کل سرمایه در هیچ چیز غرق می شود. در موارد دیگر ، اگر کاربران یا غاصب آن پول به اندازه کافی باهوش باشند تا بتوانند آن را در اقتصاد مزیت کنند ، آنها از آن به دست می آورند ، اما سود شخصی که این پول را در بانک ها و غیره کانال می دهدسود محدود و سود ثابت. با نتایج ارتباط ندارد. اگر کسی که پول شما را به شرط علاقه بدست می آورد ، همه آن را از دست می دهد ، پس یا باید تا آخر عمر از طریق بینی خود بپردازد یا مجبور شود خود را ورشکسته اعلام کند. بنابراین این سیستم همچنین انواع تقلب ها را دعوت می کند و این همان چیزی است که شما در زندگی روزمره در اروپا با آن روبرو می شوید. در انگلیس ، به ویژه این روزها ، بسیاری از کلاهبرداران از این سیستم به نفع خود استفاده می کنند و به بهترین شکل ممکن پول را می خورند و سپس خود را ورشکسته می کنند. با آنها اقتصاد میلیون ها نفر را غرق می کند.
اسلام به اصل تولید مثل به خودی خود اعتقاد ندارد. بنابراین ، اسلام سهم سهم را ترویج می کند-قراردادی که وام دهنده پول در نتیجه به اشتراک می گذارد. اگر این نتیجه ضرر داشته باشد ، وی ضرر می کند و اگر سود کسب کند ، در سود خود به اشتراک می گذارد. اکنون ، این امر به تصمیمات بسیار محتاطانه از طرف وام دهنده و استاندارد بالاتر صداقت و صداقت در اقتصاد نیاز دارد - در غیر این صورت سیستم نمی تواند کار کند. بنابراین این یک مزیت نتیجه برای جامعه است - فقط کسانی که در بازار صادق هستند و صادقانه به دست آورده اند و شهرت یکپارچگی را کسب کرده اند. بقیه فقط پاک شده اند. این نگرش اسلامی است.
اما با این وجود ، بخش دوم این سؤال پاسخ داده می شود: "چگونه می توان سرمایه اسلام را به کانال های اقتصادی سوق داد؟"
اسلام از رویکرد دقیق جریمه مترقی در سرمایه بیکار استفاده می کند. بنابراین ، به گفته اسلام ، سرمایه برای اجرای چرخ های اقتصاد ایجاد شده است و هیچ کس حق ندارد سرمایه را در بر بگیرد. در این جنبه ، سرمایه دارایی مشترک ملت است. این می تواند تنها تا زمانی که در خدمت برخی باشد ، دارایی فردی باشد. وقتی بیکار شود ، پس از آن جریمه می شود. سیستم اسلامی زکات دقیقاً همان جریمه ای است که به سرمایه بیکار تحمیل شده است. در اسلام ، اگر سرمایه متعلق به افراد در برخی از پروژه های اقتصادی شاغل نباشد ، ارزش آن را برای آن فرد کاهش می دهد ، یعنی هزینه احتکار توسط کسانی که پول دارند به ملت پرداخت می شود. بنابراین آنها مجبور هستند که آن را به اقتصاد سوق دهند و در آنجا ، همانطور که قبلاً توضیح داده شد ، به افراد بهتری ، افراد صادق تر ، افراد تواناتر و صالح تر نیاز دارد تا از آن سرمایه استفاده کنند.
حال اگر به تاریخ اسلام برگردید ، می فهمید که صادقانه ترین و پرهیزگارترین مردم بزرگترین "سرمایه داران" بودند ، اگر می خواهید آنها را آنرا صدا کنید ، که سرمایه را برای استفاده خوب برای اقتصاد قرار داده است. وادحضرت امام ابوحنیفا (RH) ، یکی از فقهای بسیار محترم در اسلام ، که سیستم فقهی وی بیشترین تعداد مسلمانان امروز را دنبال می کند ، همچنین یک تاجر حیرت انگیز بود. مردم قبلاً به او پول می زدند. برخی با این پیام کیسه های پر از پول را در آستان او می گذارند ، "به خاطر خدا آن را به کار می برد و به ما اجازه می دهد سود را به اشتراک بگذاریم."بنابراین ، اگر او بتواند از این پول استفاده کند ، به طور مساوی در سود به اشتراک می گذارد. بیشتر مردم از عقل او و تجربه او بهره مند شدند و این نیز در بسیاری از موارد دیگر اتفاق افتاد. یکپارچگی توسط سیستم اقتصادی اسلام پشتیبانی می شد ، در حالی که از طرف دیگر ، ناهنجاری و ظرفیت تقلب به جلو می آیند و از سیستم ربا پشتیبانی می شوند.
با این حال ، من فکر می کنم این سوال در یک منطقه خاص نیاز به اکتشاف کمی بیشتر دارد. مزیت مقایسه ای یا ضرر این دو سیستم در طی بحران های اقتصادی مانند آنچه اخیراً در انگلیس دیده ایم ، مورد توجه قرار می گیرد. آن شکایات که با پول قرض گرفته شده در برابر بهره ، در روزهای بیکار اقتصاد ، باید فروپاشید. هیچ فرصتی برای زنده ماندن برای آنها وجود ندارد زیرا آنها باید از طریق بینی بپردازند ، اگرچه آنها چیزی درآمد ندارند و از پولی که وام گرفته اند سود نمی برند. در اسلام ، این راه دیگر است. اگر پول در دست کسی که آن را وام گرفته بود بیکار شود و تولید باید کاهش یابد ، به دلیل بحران ، وام دهنده نیز باید بار را با وام گیرنده به اشتراک بگذارد. به وام دهنده چیزی پرداخت نمی شود. به این شرکت ها دوره های تنفسی بسیار بیشتری مانند حیواناتی که در دوره های زمستان خواب زمستانی می شوند ، داده می شود. بنابراین ، سیستم اسلامی امکان خواب زمستانی را فراهم می کند ، در حالی که سیستم سرمایه داری غربی هیچ کاری برای این امر ندارد.
سؤال زیر نیز به همین مناسبت پرسیده شد و به نوعی ادامه پاسخ قبلی است زیرا مربوط به سیستم اقتصادی غربی است و مربوط به موضوعات فعلی است. ویرایش
سوال - چرا اسلام استفاده از علاقه را منع می کند؟
پاسخ - این یک سؤال کوتاه است که به یک پاسخ بسیار طولانی نیاز دارد و من شک دارم که اگر در این بخش وقت کافی داشته باشیم ، زیرا نمی توانم تمام وقت را به یک سوال واحد اختصاص دهم. اگرچه من نمی توانم جامع باشم ، اما سعی خواهم کرد که یک پاسخ رضایت بخش اما کوتاه بدهم.
این سؤال نه تنها به الزامات فرد مربوط می شود - مسئله مورد علاقه و ممنوعیت آن در اسلام مسئله بسیار گسترده تری از تأثیر بسیار بیشتر در نوع است. تمام سیستم های مالی که بر روی ربا و علاقه اداره می شوند ، سیستم های سرمایه داری نامیده می شوند. همه آنها نقاط ضعف ذاتی دارند - نه تنها یک ، بلکه بسیاری از نقاط ضعف ذاتی که همیشه باعث می شود افرادی که در آن مناطق زندگی می کنند از عواقب رنج می برند ، خواه خودشان مستقیماً در سیستم شرکت کنند یا نه. من نمی توانم به طور طولانی در مورد این موضوع صحبت کنم اما می توانم یک مثال واحد را برای شما بیان کنم تا نظر خود را نشان دهم.
به جامعه ای که می تواند پول را به سود وام بدهد ، اجازه می دهد تا آینده خود را در زمان کنونی بگذراند. آنچه اتفاق می افتد این است که اگر به عنوان مثال ، برای صرف هزینه کردن برای یک ماشین لوکس ، یک هتل خوب ، یک خانه یا مقاله دیگر از لوکس و میزان درآمد من خیلی کم است اما بی حوصلگی من بدون محدودیت و من نمی توانمصبر کنید تا من به اندازه کافی درآمد کسب کنم تا آرزوی خود را برآورده کنم ، سیستم مبتنی بر ربا یا سیستم بهره فرصتی برای وام گرفتن پول از بانک ها. ظاهراً کاری که من انجام می دهم این است که من از آینده خودم وام می گیرم ، بنابراین با گذشت زمان فقیرتر می شوم و گاهی اوقات برای من تقریباً غیرممکن می شود که بدهی هایی را که خودم با آنها سنگین کرده ام ، ارائه دهم. اکنون این فقط یک مشکل فردی نیست. از آن به بعد ، به یک مشکل ملی تبدیل می شود و همچنان پیچیده تر می شود.
در واقع صنعت شکوفا می شود ، در واقع ، پذیرایی از الزامات روز یا سال است و خود را بر این شرط گسترش می دهد که طبیعی نیست اما از نظر مصنوعی تقویت می شود. پس از مدتی ، قدرت خرید بیشتر و بیشتر کاهش می یابد تا اینکه به نقطه بن بست برسد. قدرت خرید کشور به طور کلی بسیار کم می شود و سرویس بدهی خود به یک مشکل بزرگ برای غلبه بر کشور تبدیل می شود. صنعت به شدت رنج می برد و تجارت نیز انجام می شود. نتیجه این است که در چنین مواقعی ، بحران های اقتصادی ظاهر می شود.
اکنون ، آن کشورهایی که مکان های کافی برای تجارت خارجی برای حمایت از خود در زمان بحران دارند ، می توانند خود را تا مدتی ببینند. اما وقتی تعداد بیشتری از کشورهای پیشرفته به طور همزمان به یک بحران برسند ، پس حمایت از چنین اقتصاد دروغین غیرممکن است. بحران مالی که اخیراً در انگلیس رخ داده است ، در واقع توسط من در سخنرانی من پیش بینی شده بود که چند سال پیش در سالن ملکه الیزابت دوم وقتی به وضوح اظهار داشتم که سیستم مورد علاقه آنها قصد دارد آنها را با مشکلات بسیار عمیق تری از آنچه که معتقد بودند به زمین بیاندازد. این دقیقاً همان اتفاقی است که افتاد و مشکل بیشتر گسترش می یابد.
به دلیل تغییرات سیاسی در اروپای شرقی ، بحران در اروپای غربی به دلایل خاصی مدتی به تأخیر افتاده است که من نمی خواهم در اینجا بزرگ شوم. اما خواهد آمدبازارهای خارجی محدود خواهند ماند. قدرت خرید آنها نیز در حال کاهش است. اکنون خون آنقدر سریع از آفریقا مکیده می شود که از کم خونی رنج می برند - و کم خونی خطرناک برای آن موضوع.
اگر مسابقه در اروپا برای بازارهای خارجی بیشتر محقق شود ، مثلاً در پنج سال یا بیشتر ، خواهید فهمید که مشکل چقدر شدید خواهد بود و تهدید کننده آن چقدر خواهد شد. خود آلمان در حال گذر از مرحله ای از بازسازی اقتصاد خود و جذب تعداد زیادی از آلمانی ها از شرق است. در میان آنها دانش و تخصص بسیار خوبی در دسترس است که در گذشته بسیار کم پرداخت شده است. آنها اکنون بخشی از اقتصاد آلمان غربی هستند و با یک وضعیت مساوی ایستاده اند و بنابراین سطح تولید ، پس از یک شوک اولیه ، آنقدر سریع افزایش می یابد که بقیه اروپا خود را با چشم انداز اقتصاد تقویت شده آلمان لرزاند. سپس مسابقه برای بازارهای خارجی واقعاً با جدیت آغاز می شود.
همچنین ، روسیه روسیه امروز باقی نخواهد ماند که هنوز از پس از نابودی سیستم کمونیستی رنج می برد. روسیه در حال گروه بندی مجدد است. اقتصاد آن دوباره شروع به تنفس خواهد کرد. ایالت روسیه امروز ما را به یاد کارهای بزرگ میلتون ، بهشت بازیابی مجدد می کند ، که در آن ارتش شیطان پس از شوک اولیه دوباره به هم می پیوندد تا دوباره بهشت دوباره ضبط شود. بنابراین ، روسیه را از این رقابت خارج نکنید.
اتحاد جماهیر شوروی یک کشور عظیم یا تعدادی از کشورهایی است که در کنار هم قرار گرفته اند که اقتصاد آنها به طور بالقوه قوی تر از بسیاری از کشورهای اروپایی است. هنگامی که آنها زمان تنفس را برای گروه بندی مجدد خود و تغییر سیستم خود به یک سرمایه داری داشتند ، پس از آن ، یک دوره از وقایع مشابه با آلمان دنبال می شود. بنابراین اکنون ، وضعیت اروپا را با کاهش قدرت خرید ، افزایش مشکلات اقتصادی و افزایش رقابت تصور کنید. چنین بحران همیشه منجر به جنگ می شود و این یک اصل اساسی است که هرگز نمی توان آن را نفی کرد.
به همین دلیل است که در ممنوعیت ربا یا علاقه قرآن کریم می گوید اگر از رباتی خودداری نکنید ، پس آماده باشید تا با خدا و پیامبر خود به جنگ بروید ، این بدان معنی است که سیستم الهی با شما مغایرت دارد و شما محدود هستیدبرای ورود به یک وضعیت جنگ. بنابراین این کوتاهترین پاسخ ممکن است که من می توانم بدهم اما موارد بیشتری برای گفتن وجود دارد.
لازم به ذکر است که رئیس جنبش احمدیه در پاسخ به سؤالات پاسخ به نیازهای پرسشگر پاسخ می دهد. در صورت نیاز به توضیحات بیشتر توسط خوانندگان ما ، آنها نباید از تماس با ویرایشگر دریغ کنند.
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
22 ارديبهشت
1402 ساعت: 21:00