TWN |تجدید حیات جهان سوم |بایگانی تجدید حیات در جهان سوم
عقب نشینی نئولیبرالیسم
ویلیام گومید می گوید ، کشورهای آفریقایی که اکنون دوباره به صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای کمک های مالی پس از فروپاشی قیمت کالاها روی می آورند ، در صورت عدم ارائه سیاست های با کیفیت ، نمی توانند از عقب نشینی به ظاهر نئولیبرالیسم استفاده کنند.
چندین دهه است که کشورهای آفریقایی توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول (IMF) مجبور شده اند سیاست های نئولیبرال را اجرا کنند ، از جمله باز کردن بازارهای خود به رقابت خارجی ، کاهش نقش دولت در ارائه خدمات اساسی و لغو یارانه به فقرا.
با این حال ، مقاله ای در مجله سه ماهه صندوق بین المللی پول اکنون اعتراف می کند که اصلاحات نئولیبرال تجویز شده توسط سازمان های برتون وودز ناقص است ، نابرابری را افزایش داده و لزوماً رشد اقتصادی را ارائه نداده اند.
این گزارش ، عنوان "نئولیبرالیسم: oversold؟" ، توسط سه اقتصاددان برجسته صندوق بین المللی پول ، جاناتان استری ، پراکاش لونیانی و داوید فورسی نوشته شده است. در این گزارش آمده است كه تحقیقات جدید در مورد تأثیر سیاست های نئولیبرال بر كشورهای گیرنده منجر به "نتیجه گیری های ناراحتی" برای بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و طرفداران نئولیبرالیسم شده است.
گزارش صندوق بین المللی پول به طور خاص به دو جنبه اصلاحات نئولیبرال می پردازد: حذف موانع جریان سرمایه ، به نام آزادسازی حساب سرمایه. و کاهش هزینه های عمومی به منظور کاهش کسری مالی و بدهی های عمومی ، به نام ادغام مالی یا معمولاً ریاضت اقتصادی.
این گزارش سه نتیجه گیری ویرانگر ارائه می دهد: اولا ، که برنامه اصلاحات نئولیبرال لزوماً رشد اقتصادی را افزایش نداده است. ثانیا ، اصلاحات نئولیبرال نابرابری را افزایش داده است. و سوم ، افزایش نابرابری ناشی از اصلاحات نئولیبرال به نوبه خود سطح و پایداری رشد اقتصادی را تضعیف کرده است.
در این گزارش آمده است که رفع موانع در جریان سرمایه یا باز بودن مالی ، اغلب منجر به ورود سوداگرانه کوتاه مدت و به اصطلاح "داغ" در کشورهای در حال توسعه شده است. با این حال ، چنین جریان سرمایه های سوداگرانه اغلب توسط سرمایه گذاران کشور صنعتی به سرعت پس گرفته می شوند زیرا به دنبال بازده بهتر در جای دیگر هستند ، و اقتصادهای کشورهای آفریقایی و توسعه یافته را که دریافت کنندگان اولیه چنین جریان های "داغ" بودند ، بی ثبات می کنند.
چنین جریان سوداگرانه نه رشد را تقویت می کند و نه به کشور آفریقایی یا در حال توسعه اجازه می دهد تا هزینه های چنین بی ثباتی را با کشورهای صنعتی که دلالان از آن سرچشمه می گیرند ، به اشتراک بگذارند.
گزارش صندوق بین المللی پول نشان می دهد که از سال 1980 ، 150 حادثه افزایش نوسانات در بیش از 50 کشور در حال توسعه وجود داشته است که استراتژی های باز بودن مالی را شامل می شود که شامل ورود ناگهانی و خروج از سرمایه نمونه کارها است و حدود 20 ٪ منجر به بحران های شدید مالی در این اقتصادها می شود.
این گزارش نتیجه می گیرد که "افزایش باز بودن حساب سرمایه به طور مداوم به عنوان یک عامل خطر در این چرخه ها شناخته می شود. این حساب می کند که مزایای رشد از جریان سرمایه های کوتاه مدت در نتیجه باز بودن مالی "به نظر می رسد" دشوار است ، و خطرات مرتبط با چنین اصلاحاتی ، "از نظر نوسانات بیشتر و افزایش خطر بحران ، بسیار زیاد است.
نویسندگان نتیجه می گیرند که افزایش "پذیرش کنترل ها برای محدود کردن جریان بدهی های کوتاه مدت که احتمالاً منجر به - یا مرکب - یک بحران مالی می شود ، افزایش یافته است. آنها استدلال می کنند که در حالی که نرخ ارز و سیاست های مالی می تواند به کاهش خطرات افزایش بی ثباتی مالی کمک کند ، "کنترل سرمایه یک گزینه مناسب و گاهی اوقات تنها است که منبع رونق اعتباری ناپایدار وام مستقیم از خارج از کشور است".
در مورد سؤال ریاضت ، این گزارش آمده است که اگرچه بدهی عمومی بالا برای رشد و رفاه مضر است ، اما بهتر است کشورهای آفریقایی و در حال توسعه بدهی عمومی خود را در مدت زمان طولانی تر بپردازند ، نه اینکه نیازهای تولیدی فعلی را کاهش دهند.
برای پایین آمدن بدهی های عمومی ، طرفداران اصلاحات نئولیبرال پیشنهاد کرده اند که مالیات باید افزایش یابد یا هزینه های عمومی کاهش یابد ، یا هر دو. با این حال ، نویسندگان صندوق بین المللی پول استدلال می کنند که "هزینه های افزایش مالیات یا کاهش هزینه های لازم برای کاهش بدهی ممکن است بسیار بزرگتر از کاهش خطر بحران ناشی از بدهی پایین باشد".
علاوه بر این ، نویسندگان استدلال می کنند که "با انتخاب بین زندگی با بدهی بالاتر - که به نسبت بدهی از طریق رشد از طریق رشد ارگانیک کاهش می یابد - یا به طور عمدی در حال اجرا بودجه برای کاهش بدهی است ، دولت هایی که دارای فضای مالی فراوان هستند ، با زندگی با زندگی با زندگی بهتر عمل می کنند. بدهی'.
گزارش صندوق بین المللی پول می گوید سیاست های ریاضتی بیکاری را بدتر می کند و هزینه رفاه را از طریق کانال های سمت عرضه افزایش می دهد. نویسندگان صندوق بین المللی پول نتیجه می گیرند که این تصور که ادغام مالی می تواند گسترش یابد - افزایش اشتغال و تولید در اقتصاد ، ظاهراً با افزایش سرمایه گذاری و اعتماد به نفس در بخش خصوصی - در واقع ، در عمل ، به نتیجه می رسد.
در این گزارش آمده است که "به طور متوسط ، ادغام [مالی] 1 ٪ از تولید ناخالص داخلی نرخ بیکاری بلند مدت را 0. 6 درصد افزایش می دهد و در طی پنج سال 1. 5 درصد افزایش می یابد.
طرفداران ادغام مالی ، هزینه های کوتاه مدت چنین اصلاحاتی را از نظر تولید پایین تر و رفاه و بیکاری بالاتر مورد توجه قرار داده اند. علاوه بر این ، گزارش صندوق بین المللی پول استدلال می کند که "مطلوبیت برای کشورهایی که فضای مالی کافی از زندگی با بدهی بالا دارند و اجازه می دهد نسبت بدهی ها از طریق رشد به صورت ارگانیک کاهش یابد ، کم ارزش است.
جاناتان استری ، نویسنده اصلی این گزارش ، می گوید که وی امیدوار است که این گزارش به "بررسی گسترده تر" از اثربخشی استراتژی های اصلاحات اقتصادی نئولیبرال کمک کند.
در مصاحبه جداگانه ای در مجله بررسی صندوق بین المللی پول صندوق بین المللی پول ، موری اورتفلد ، اقتصاددان ارشد این صندوق می گوید مهم است که صندوق بین المللی پول "دائماً" با توجه به شواهد جدید ، تفکر ما را دوباره ارزیابی کند.
سیاست های اصلاحات نئولیبرال توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در آفریقا تحت فشار قرار گرفت ، به نام برنامه های تنظیم ساختاری ، اساساً از دو ستون تشکیل شده است. یکی ، کشورهای آفریقایی که از این مؤسسات کمک های توسعه دریافت می کنند ، باید بازارهای داخلی خود را به رقابت های خارجی باز کنند - بیشتر از شرکت های کشورهای صنعتی و اختیارات استعماری سابق که بر تصمیم گیری در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول حاکم است.
ثانیا ، کشورهای دریافت کننده آفریقایی باید نقش دولت را در اقتصاد کاهش دهند. این شامل خصوصی سازی شرکت های دولتی - که اغلب توسط شرکت های کشورهای صنعتی و اختیارات استعماری سابق حاکم در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول خریداری می شود. از طرف دیگر ، بسیاری از دولت های آفریقایی نهادهای خصوصی را به کرونیک های متصل به سیاسی - که اغلب ارزان ، به عنوان بخشی از برنامه های توانمندسازی سیاه یا بومی سازی - می فروشند ، می فروشند. از قضا ، در هر دو مورد ، این نهادهای خصوصی بیشتر از اینكه همچنان به دولت بمانند ، زیرا آنها پس از فروش خود پایدار هستند ، اغلب همچنان به شدت یارانه ای از دولت ادامه می یابد.
اصلاحات نئولیبرالی همچنین شامل دریافت کنندگان لغو یارانه به فقرا، بیکاران و آسیب پذیران می شود. بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در بسیاری از موارد نظارت بر سیاست های پولی و مالی کشور دریافت کننده را بر عهده می گیرند.
دریافت کنندگان آفریقایی باید مشاوران بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را نیز بپذیرند که اغلب در مورد کشورهایی که به آنها توصیه می کنند کاملاً بی اطلاع هستند، اما در بسیاری از موارد مغرور، تمسخر و نادیده گرفته می شوند.
اخیراً، بسیاری از کشورهای آفریقایی پس از پایان رونق اقتصادی یک دهه ای آفریقا که بر پایه کالاها و کالاها به وجود آمده بود، دوباره به صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای کمک روی آورده اند.
گزارش صندوق بین المللی پول در مورد ماهیت مخرب نئولیبرالیسم ممکن است برای بسیاری از کشورهای آفریقایی خیلی دیر منتشر شده باشد. برنامه های تعدیل ساختاری نئولیبرالی منجر به مشکلات اقتصادی، بی ثباتی سیاسی و درگیری در اکثر کشورهای آفریقایی شده است.
این سیاست ها ممکن است در برخی موارد رشد اقتصادی را افزایش داده باشد، اما عدالت، شغل یا امنیت اجتماعی اندکی را به همراه داشته باشد. و طعنه آمیز این بوده است که تعدیل ساختاری اغلب نخبگان سیاسی و اقتصادی آفریقایی، رژیم ها و رهبران خودکامه را که قبلاً ثروتمند بودند، غنی می کند - و شهروندان عادی را فقیر می کند.
اصلاحات اقتصادی الهام گرفته از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول اغلب به بی ثباتی سیاسی و اجتماعی منجر شده است، همانطور که در قیام جوانان آفریقای شمالی در سال 2011 مشاهده شد، جایی که کشورها، قبل از انفجارهای مردمی، برنامه های تعدیل ساختاری را اجرا کرده بودند.
برای مثال، جویس باندا، رئیس جمهور سابق مالاوی مجبور شد در ازای کمک های توسعه ای از سوی مؤسسات برتون وودز، برنامه های تعدیل ساختاری را اجرا کند. این اصلاحات چنان درد اقتصادی، بیکاری و خشم مردم را به همراه داشت که او در انتخابات بعدی برکنار شد.
نیجریه و آنگولا، دو تولیدکننده بزرگ نفت آفریقا، اخیراً به بانک جهانی و صندوق بین المللی پول روی آورده اند تا در پی کاهش قیمت های نفت، کاهش ارزش ارز و افزایش کسری بودجه، کمک بگیرند. وزیر دارایی نیجریه، کیمی آدئوسون، گفت که این کشور به دنبال 5 میلیارد دلار برای تامین کسری بودجه خود ناشی از کاهش قیمت نفت است.
کریستین لاگارد، مدیر عامل صندوق بین المللی پول، قبلاً گفته است که نیجریه باید ارزش پول خود را کاهش دهد، نرخ ارز شناور آزاد را معرفی کند و کنترل سرمایه را لغو کند.
آنگولا در حال مذاکره با بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای کمک مالی است. آنگولا برای پوشش کسری بودجه خود به حداقل 1. 5 میلیارد دلار نیاز دارد. تخمین زده می شود که آنگولا کسری مالی معادل 7 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2016 خواهد داشت.
آنگولا در سال 2015 از بانک جهانی خواسته شد بودجه خود را 26 ٪ کاهش دهد. بانک جهانی از آنگولا می خواهد که سوخت و سایر یارانه ها را کاهش دهد ، مدیریت مالی عمومی را تقویت کند و منابع جدید درآمدی پیدا کند.
در ژانویه امسال ، بانک جهانی از جزئیات وام 3 میلیارد دلاری به مصر رونمایی کرد که مشروط به این کشور است که یک برنامه تنظیم ساختاری را اجرا می کند که شامل کاهش صورتحساب دستمزد خدمات عمومی ، لغو یارانه های انرژی به جوامع فقیر و افزایش قیمت برق و افزایش قیمت برق و افزایش قیمت برق ومالیات.
دولت های آفریقایی که از بانک جهانی وام می گیرند و صندوق بین المللی پول باید برای تأمین استقلال سیاست گذاری خود بجنگند. اما کشورهای آفریقایی و در حال توسعه باید به طور جمعی برای نمایندگی و تأثیر بیشتر در تصمیم گیری و سیاست گذاری در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مبارزه کنند. این باید بخش مهمی از برنامه های اتحادیه آفریقا و سازندهای توسعه یافته در کشور مانند BRICS (برزیل ، روسیه ، هند ، چین و آفریقای جنوبی) باشد.
با این وجود ، اگر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اصلاح شود و کشورهای آفریقایی فضای سیاست را برای ارائه سیاست های مستقل تأمین کنند ، اگر آنها مواضع مالی خود را با احتیاط مدیریت نکنند یا با مسئولیت پذیری وام بگیرند ، ممکن است اهمیت کمی داشته باشد.
به عنوان یک مورد ، در طی یک دهه گذشته رونق اقتصادی "آفریقا در حال افزایش" ، کشورهای آفریقایی اغلب نظم و انضباط مالی را حفظ نمی کردند ، کسری بودجه را کاهش می دادند یا بدهی های عمومی را در معرض خطر قرار نمی دادند. بسیاری نیز امور مالی عمومی خود را تمیز نکرده و هزینه های زباله ، تکثیر و ناکارآمدی را کاهش داده اند.
بسیاری از کشورهای آفریقایی در زمان رونق نیز به ندرت مازاد را برای یک روز بارانی ذخیره می کردند. علاوه بر این ، بسیاری از اقتصادهای رو به رشد آفریقا به اندازه کافی متنوع نیستند تا جریان جدیدی از درآمد را فراتر از صادرات مواد اولیه به وجود آورند.
به همین ترتیب ، اگر کشورهای آفریقایی با سیاست های با کیفیت روبرو نشوند ، یا اگر این کار را انجام دهند اما این سیاست ها توسط عناصر فاسد اسیر می شوند یا به طور نیمه صمیمانه اجرا می شوند یا اصلاً اجرا نمی شوند ، آنها قادر به استفاده از عقب نشینی به ظاهر نخواهند بوداز چهار دهه "نئولیبرالیسم" غالب در سطح جهانی.
ویلیام گومید رئیس بنیاد آثار دموکراسی مستقر در آفریقای جنوبی است. آخرین کتاب او آفریقای جنوبی در بریکس است - نجات یا ویرانی؟(Tafelberg ، www.amazon.com/tafelberg-short-africa-salvation-ruination-ebook/dp/b00frhv7lc). مقاله فوق از Pambazuka News (شماره 784 ، www.pambazuka. org) بازتولید شده است.
*تجدید حیات جهان سوم شماره 310/311 ، ژوئن/ژوئیه 2016 ، صص 12-14
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
22 ارديبهشت
1402 ساعت: 19:01