به طور کلی تشخیص داده می شود که معیار ارزش فعلی باید در فرمولاسیون متوسط هزینه در توسعه مدلهای اندازه لوط ترجیح داده شود. با وجود مزایای اندازه گیری ارزش فعلی ، مدل های اندازه متوسط هزینه بسیار گسترده تر استفاده می شوند. به دلیل ماهیت فرمولاسیون متوسط هزینه ، هزینه های حمل موجودی با توجه به رویکرد نگاه به عقب ، با تکیه بر ارزشهای تاریخی ارزیابی می شود. در همین راستا ، یک تصور غلط کلی در ادبیات مدیریت موجودی مربوط به مدل های متوسط هزینه این است که باید با توجه به هزینه های ثابت انبار ، نرخ هزینه سهام سهام واحد ایجاد شود ، که این هزینه هایی است که در کوتاه مدت مستقل از سطح موجودی است. این مقاله استدلالی را ارائه می دهد که از اعتقاد ما حمایت می کند که هزینه های حمل موجودی که در مدل های اندازه لوط استفاده می شود ، فقط باید هزینه های مختلف را با سطح موجودی در انبار در نظر بگیرد و با در نظر گرفتن هزینه های ثابت انبار منجر به مشکلات مربوط به تصمیم گیری در مورد مجدد موجودی می شود. برای این هدف ، ما ابتدا یک درمان تحلیلی را بر اساس مدل سفارشات اقتصادی کلاسیک (EOQ) ارائه می دهیم ، زیرا قابلیت تحلیلی کامل آن به ما اجازه می دهد تا در مورد مشکل مورد علاقه خود بهتر بحث کنیم. سرانجام ، ما آزمایش های عددی را برای ارزیابی تأثیر ارائه می دهیمروش صحیح برای تعیین نرخ هزینه سهام واحد در تصمیمات مدیریت موجودی. این آزمایشات با توجه به هزینه های انبار گرفته شده از برخی مطالعات موردی صنعتی ارائه شده در ادبیات انجام می شود.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.
معرفی
مدیریت موجودی ها تقریباً در هر شرکتی یک مسئله مهم است. موجودی ها برای نشاط بنگاهها و سلامت کل اقتصادهای مدرن اساسی است (نقره و همکاران 2017). دفتر سرشماری ایالات متحده (2021) گزارش می دهد که شرکت های ایالات متحده از بخش های عمده فروشی صنعتی ، خرده فروشی و بازرگان به طور متوسط بیش از 1. 7 تریلیون دلار (10 12) در سهام بین دسامبر 2010 و دسامبر 2020 نگهداری می شوند ، که نشان دهنده تأثیر عظیم استمدیریت موجودی نیز در سطح اقتصادی است. دلایل زیادی وجود دارد که سازمانها موجودی را در اختیار دارند. به عنوان مثال ، ما به استفاده از اقتصاد مقیاس ، نیاز به مقابله با عدم قطعیت در عرضه و تقاضا و فرصت گمانه زنی ها اشاره می کنیم (Nahmias 2013).
مدیریت دقیق موجودی برای زنده ماندن استراتژیک یک شرکت بسیار مهم است (Zipkin 2000). شرکت هایی که از روشهای مدیریت موجودی علمی استفاده می کنند از مزیت رقابتی قابل توجهی در بازار برخوردار هستند (NAHMIAS 2013). این روشها برای پاسخ به دو سؤال اساسی مربوط به موجودی ها مورد نیاز است: (1) چه زمانی باید سفارش قرار گیرد؟و (2) چقدر باید سفارش داده شود؟
تعدادی از مدل های ریاضی که آموزه های عملیاتی خاص را برای پرداختن به سؤالات قبلی ایجاد کرده اند - مدل مقدار سفارش اقتصادی (EOQ) توسط هریس (1913) اولین تلاش در این زمینه بود. این مدلهای (اندازه قطعه) مستلزم آن است که یک تابع هزینه (یا سود) مشخص شود ، از جمله همه و فقط هزینه های متحمل شده در کار با سیستم موجودی و تحت تأثیر خود دکترین عملیاتی (هادلی و ویتین 1963).
تقریباً تمام هزینه های مربوط به موجودی را می توان در یکی از سه دسته قرار داد: سفارش هزینه ، هزینه نگه داشتن و هزینه مجازات (NAHMIAS 2013). این هزینه ها به طور خلاصه می تواند به شرح زیر باشد:
هزینه سفارش به میزان موجودی سفارش داده شده یا تولید شده بستگی دارد و به طور کلی ، دارای دو مؤلفه است: یک مؤلفه ثابت و یک مؤلفه متغیر که به مقدار سفارش داده شده/تولید شده بستگی دارد.
هزینه برگزاری ، با توجه به تعریف کلاسیک خود ، شامل تمام هزینه هایی است که متناسب با مقدار موجودی از نظر جسمی در هر مقطع زمانی است و با تعدادی از کالاهای مختلف هزینه مشخص می شود (جزئیات بیشتر بعداً در این مورد داده می شودکاغذ).
هزینه مجازات هزینه مربوط به عدم داشتن سهام کافی برای برآورده کردن تقاضا در هنگام وقوع آن است و تفسیرهای مختلف از این هزینه بسته به اینکه آیا تقاضای برآورده نشده از بین رفته یا عقب مانده است ، داده می شود.
کمیت این عوامل هزینه بسیار دشوار است. اندازه گیری هزینه ، در عمل ، مشکلی است که هنوز به طور قطعی حل نشده است (Silver et al. 2017).
دو معیار جایگزین را می توان برای اندازه گیری هزینه ها و درآمدها در مدل های اندازه LOT (Zipkin 2000) استفاده کرد: (i) ارزش فعلی (یا تخفیف هزینه) و (ب) روش متوسط هزینه. ادبیات مدیریت موجودی تشخیص می دهد که فرمولاسیون ارزش فعلی ، به طور کلی ، مناسب تر برای تصمیم گیری در مورد مجدد موجودی است (به عنوان مثال ، Andriolo و همکاران 2014 ؛ Grubbström و Thorstenson 1986 ؛ Teunter et al. 2000). این ارزیابی ، به ویژه ، بر اساس نحوه تخمین هزینه های نگه داشتن موجودی است. مدل های متوسط هزینه این هزینه ها را با اتخاذ چشم انداز نگاه اندازه گیری می کنند. همانطور که توسط Zipkin (2000) مشاهده شده است ، این بدان معنی است که نرخ هزینه سهام سهام واحد یک مقدار متوسط است که از داده های تاریخی خارج می شود ، و بنابراین بر اساس هزینه های نگه داشتن گذشته ناشی از مقادیر سفارش گذشته است. مسئله دیگر این است که داده های گذشته همچنین شامل هزینه های تاریخی منابع مشترک در مورد موارد ، مخلوط کردن متغیر و هزینه های ثابت در کنار هم است. معیار ارزش فعلی ، به عنوان یک روش نگاه به جلو ، بر موضوعات قبلی بحث شده ناشی از معیار متوسط هزینه دارد. در حقیقت ، این زمان زمان پرداخت را به خود اختصاص داده و اجازه می دهد تا در مراحل مختلف فرآیند تولید و موجودی ، چه مقادیری را برای توصیف محصولات در مراحل مختلف تولید و موجودی فاش کند (به عنوان مثال ، Grubbström 1980 ؛ Grubbström و Thorstenson 1986). در نتیجه ، فرمول ارزش فعلی بهتر منعکس کننده تأثیر اقتصادی سیاست های موجودی جایگزین است (Zipkin 2000).
با وجود مزایای اندازه گیری ارزش فعلی ، مدل های اندازه متوسط هزینه بسیار گسترده تر به کار می روند (Andriolo et al. 2014 ؛ Teunter et al. 2000 ؛ Zipkin 2000). این ممکن است به دلایل مختلفی باشد (Zipkin 2000): (1) فرمولاسیون متوسط هزینه زودتر توسعه یافته است ، (2) آن را بر روی بتن ، اقدامات فیزیکی مانند میانگین موجودی ساخته شده است ، و (3) یک فرمول صریح استبرای چندین مورد در دسترس است (به عنوان مثال ، مدل EOQ کلاسیک). مدلهای متوسط هزینه همچنین به عنوان تقریب همتای خود که مطابق با معیار ارزش فعلی توسعه یافته اند ، در نظر گرفته می شوند و تقریب در بیشتر موارد مورد علاقه عملی از نظر منطقی دقیق است (Zipkin 2000).
از آنجا که ، همانطور که قبلاً مشاهده شد ، مدلهای متوسط اندازه هزینه برای پزشکان و محققان کاملاً جذاب است ، تلاش های تحقیقاتی با هدف بهبود محاسبه پارامترهای هزینه واقعی برای این کلاس از مدل ها بدون شک ضروری است. در همین راستا ، ارزیابی هزینه های موجودی موجودی نیاز به توجه ویژه دارد.
کتابهای درسی مدیریت موجودی دستورالعمل های کلی در مورد چگونگی محاسبه نرخ هزینه سهام واحد را با توجه به روال سنتی که مشخصه فرمولاسیون متوسط مدل های اندازه LOT است ، ارائه می دهد (به عنوان مثال ، هادلی و ویتین 1963 ؛ سیلور و همکاران 2017). به بهترین دانش ما ، تنها مقاله ای که یک روش دقیق برای ایجاد این پارامتر هزینه ، در یک زمینه عملی ، ارائه می دهد ، یکی از Azzi و همکاران است.(2014). آنها یک چارچوب روش شناختی برای محاسبه نرخ هزینه سهام را بر اساس رویکردهای مورد استفاده مدیران صنعتی در عمل ارائه دادند. برای محاسبه نرخ هزینه سهام ، نویسندگان مطالعات موردی را شامل ده شرکت صنعتی انجام دادند. شرکت کنندگان با استفاده از یک نوع خاص از سیستم انبارداری به دو گروه با اندازه مساوی اختصاص داده شدند: یک انبار عمدتا یا یک انبار عمدتاً خودکار/اتوماتیک. سپس هر گروه در بحث و فعالیتهای طوفان مغزی با هدف درک چگونگی محاسبه نرخ هزینه سهام واحد توسط مدیران ، در زمینه های مربوطه که توسط دو گروه ارائه شده است ، درگیر شدند. در نتیجه جلسات طوفان مغزی با دو گروه ، نویسندگان دو روش مختلف را برای محاسبه نرخ هزینه حمل موجودی هر یک که مربوط به یکی از دو دسته سیستم انبارداری است که در کار خود در نظر گرفته شده است ، پیشنهاد کردند: به A مراجعه کنید به انبارهای دستی ، در حالی که به B نزدیک می شود. نگرانی از انبارهای خودکار/اتوماتیک.
روش شناسی Azzi و همکاران.(2014) پیشنهاد شده به طور کلی مطابق با توصیه های ارائه شده در کتابهای درسی مدیریت موجودی کلاسیک است که صریحاً بیان می کند که هزینه های انبارها باید در ایجاد هزینه های حمل موجودی گنجانده شود (به هارتمن 2002 ، ص 397 ؛ هادلی و ویتین 1963 ، ص. 13 ؛ جانسون و مونتگومری 1974 ، ص 19 ؛ روف و میلنر 2015 ، ص 21 ؛ نقره و همکاران 2017 ، ص 41 ؛ واترز 1992 ، ص 19). ما استدلال می کنیم که هزینه های انبار در کوتاه مدت ثابت و مستقل از سطح موجودی است ، و شامل این موارد (و سایر هزینه هایی که به سطح موجودی بستگی ندارد) در محاسبه هزینه های حمل موجودی منجر به مشکلات هنگام تصمیم گیری در مورد مجدد موجودی می شود (به عنوان مثال ، سفارش بیشتر یا مقدار کمتری از آنچه در واقع با تصمیم بهینه واقعی مورد نیاز است).
علیرغم اهمیت موضوع ، به بهترین دانش نویسندگان ، این موضوع هرگز در ادبیات بین المللی مدیریت موجودی که با فرمولاسیون متوسط هزینه است ، مورد بحث قرار نگرفته است. ما فقط چند کتاب درسی آلمانی را شناسایی کردیم که به طور خلاصه استدلال می کردند که (ثابت) هزینه هایی که به اندازه قرعه کشی بستگی ندارند (مانند هزینه های انبار) نباید در ایجاد هزینه های حمل موجودی گنجانده شود ، اما بدون ارائه بحث دقیق تر در مورد این موضوع(به عنوان مثال ، Bogaschewsky 1996 ، ص 1143 ، Buscher et al. 2010 ، p. 158 ؛ Glock 2014 ، p. 90 ، Hahn and Laßma 1999 ، p. 358). پاورقی 1
هدف از این مقاله دو قسم است. در مرحله اول ، ما توضیح می دهیم که چرا رویه های سنتی برای محاسبه نرخ هزینه سهام واحد ، با توجه به اندازه گیری متوسط هزینه سنتی ، که در کتابهای مختلف و در کار آزی و همکاران استفاده می شود.(2014) ممکن است تصمیم کنترل موجودی را تحریف کند. ثانیا ، ما نشان می دهیم که چگونه روش متعارف باید با در نظر گرفتن روش ارائه شده توسط Azzi و همکاران ، اصلاح شود.(2014) ، که به نظر می رسد جامع ترین موردی است که در حال حاضر در ادبیات موجود است.
ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. در فرقه2 ، ما از آرگومان های تحلیلی استفاده می کنیم تا نشان دهیم که چگونه روش سنتی برای تعیین نرخ هزینه سهام سهام واحد می تواند تصمیمات کنترل موجودی را با مراجعه به مدل EOQ کلاسیک تحریف کند. در فرقه3 ، ما یک روش محاسبه تنظیم شده را برای نرخ هزینه سهام سهام واحد در آزمایش های عددی ارزیابی می کنیم. سرانجام ، فرقه4 مقاله را نتیجه می گیرد.
تحلیل نظری
برای نشان دادن بهتر مسئله ای که می خواهیم به آن اشاره کنیم ، ساده ترین مدل اندازه گیری قطعی ، یعنی مدل EOQ متوسط کلاسیک ، در زیر را در نظر بگیرید. این مدل که در ابتدا توسط هریس (1913) پیشنهاد شده است ، هدف از آن پیدا کردن مقدار سفارش بهینه است که مبلغ هزینه های حمل و سفارش موجودی را به حداقل می رساند. پسوندهای مدل موجودی هریس ، به عنوان مثال ، در آثار آندریولو و همکاران بررسی شده است.(2014) و Glock و همکاران.(2014) ، که به ترتیب ، بحث در مورد تکامل مدل های اندازه Lot ، از اصلی که توسط هریس در سال 1913 توسعه یافته است ، و بررسی بررسیهای ادبیات ، یعنی یک مطالعه سوم ، در زمینه اندازه LOT است. تمرکز ما روی کالایی است که در یک انبار دستی موجود است ، اما اگر یک کالای موجود در یک انبار خودکار/اتوماتیک را در نظر بگیریم ، یک تحلیل مشابه از نظر مفهومی نتیجه می گیرد. توجه داشته باشید که ما مدل EOQ کلاسیک را در نظر می گیریم زیرا قابلیت تحلیلی کامل آن (به عنوان مثال ، این واقعیت که یک بیان بسته هم برای اندازه بهینه و هم برای حداقل هزینه در دسترس است) به ما اجازه می دهد تا در مورد مشکلی که به آن علاقه مند هستیم بهتر بحث کنیم. اگرچه قوانین تحلیلی که ما تدوین می کنیم برای مدل EOQ خاص است ، آرگومان های ما به وضوح برای هر مدل کنترل موجودی قابل اجرا است ، و نتایج تجزیه و تحلیل ما به طور محتمل از اعتبار عمومی است.
بگذارید (q ) ، (d ) ، (a ) و (v ) به ترتیب تعداد زیادی ، تقاضا در سال ، هزینه سفارش در هر سفارش و مقدار واحد باشد. با توجه به رویکرد A ارائه شده توسط Azzi و همکاران.(2014) ، ما هزینه حمل (R ) را ارزیابی می کنیم ، یعنی هزینه یورو حمل یک یورو موجودی به مدت یک سال ، به شرح زیر:
جایی که (<mathfrak>_ ) فاکتور هزینه (i ) است [€/سال] ، ( mathfrak ) میانگین سرمایه گذاری موجودی است [€] ، ( epsilon ) هزینه سالانه فرصت است ، و (n (n (n)) تعداد کل فاکتورهای هزینه است [توجه داشته باشید که Azzi و همکاران.(2014) 20 عامل هزینه را برای رویکرد A ، یعنی ، (n = 20 )] شناسایی کنید. برای بحث در مورد موضوع در روش ارائه شده توسط Azzi و همکاران.(2014) ، دقیقاً به عنوان نمونه ، اصطلاح هزینه مربوط به هزینه استهلاک سالانه ساختمان را در نظر بگیرید و اجازه دهید (<mathfrak>_<_>) این هزینه هزینه در بین عوامل (n ) باشد (یک هزینه ثابت متفاوت ، مستقل از سطح موجودی در انبار ، ممکن است در نظر گرفته شود ؛ (<mathfrak>_<_>) همچنین ممکن است به عنوان مجموع این هزینه های ثابت در نظر گرفته شود). ما Eq را بازنویسی می کنیم.(1) به شرح زیر:
نرخ هزینه سهام سهام واحد ، (H ) [€/واحد/سال] ، مورد مورد نظر
اکنون می توانیم از فرمول EOQ برای به دست آوردن مقدار بهینه سفارش ، (^) و حداقل نرخ هزینه مربوطه ، (() استفاده کنیم.<mathfrak>^) [€/سال]:
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
22 ارديبهشت
1402 ساعت: 18:36