اگر ما در استاندارد طلا قرار داشته باشیم چه می شود؟

ساخت وبلاگ

اگر ایالات متحده تصمیم گرفته بود در سال 2006 به استاندارد طلا برگردد ، امروز کجا خواهیم بود؟این سوالی است که اخیراً دوست من رندی پارکر از من پرسید. در اینجا نحوه پاسخ هر دو آورده شده است.

اگر ایالات متحده تصمیم به مبادله دلار برای طلا با قیمت 2006 600 دلار در هر اونس طلا داشت ، ممکن است بسیاری از موارد متفاوت باشد. اما بیایید با برخی از مواردی که تغییر نمی کنند شروع کنیم. من ادعا می کنم که امروز کمتر نگران وقایع ژئوپلیتیکی در مکانهایی مانند نیجریه ، عراق و ایران نخواهیم بود. احتمالاً رشد پدیده اقتصادهای آسیا ادامه خواهد یافت. وام های وام مسکن بد که قبل از آن زمان ساخته شده است ، هنوز هم روی کتاب ها قرار دارد و هنوز هم مشکل ساز است ، با نگرانی های شرکت کننده در مورد صداقت مالی بسیاری از موسسات. همه اینها به معنای افزایش تقاضا برای طلا بود. تعادل پس از آن نیاز به افزایش قیمت نسبی طلا در مقایسه با آنچه در سال 2006 بوده است نیاز دارد. یعنی تعداد چترها یا اتومبیل ها یا صندلی هایی که مردم مایل به تسلیم شدن برای به دست آوردن اونس طلا هستندنسبت به آنچه در سال 2006 بوده است بالا رفته است.

حال اگر تعداد دلار شما باید تسلیم شوید تا یک اونس طلا را بدست آورید ، با تعهد دولت به یک استاندارد طلا ، و تعداد چترها ، یا اتومبیل ها یا صندلی هایی که مایل به تسلیم یک اونس هستید ، ثابت می شود. طلا بالا رفته است ، تنها راهی که می تواند باشد این است که اگر قیمت دلار چترها ، اتومبیل ها و صندلی ها همه کاهش یافته باشد. حفظ یک استاندارد طلا در حالی که قیمت نسبی طلا افزایش می یابد ، نیاز به کاهش قیمت دلار دلار سایر کالاها دارد.

تنها راهی که فدرال رزرو می تواند این تورم را با سفتی پولی ایجاد کند. فرض کنید که فدرال رزرو در آگوست 2007 ، هنگامی که افزایش ناگهانی شک در مورد صداقت بازیکنان کلیدی مالی وجود داشت ، به طرز شجاعی این روش را اجرا کرده بود. سپس یک دلال زرنگ و دانا به شرح زیر استدلال می کند.

ایالات متحده قول داده است که همچنان به 600 دلار در هر اونس دلار به طلا تبدیل خواهد شد. اما این امر به آنها نیاز دارد تا نرخ بهره را در زمان وحشت مالی بالقوه افزایش دهند ، و من اعتقاد ندارم که آنها معده برای این کار داشته باشند. من در حال حاضر می خواهم دلار خود را در طلا بخواهم ، با این حدس که آنها به زودی این سیاست را رها می کنند. وقتی آنها از استاندارد خودداری می کنند ، طلای من قدردانی می کند ، و من سود خوبی خواهم داشت.

و چگونه ایالات متحده می تواند به چنین حمله سوداگرانه پاسخ دهد؟ما دو انتخاب داریم. یکی این است که به دلالان بگوییم ، درست است ، این ایده برای هدایت نرخ بهره در زمان بحران مالی گنگ بود. دلار دیگر با نرخ ثابت قدیمی به طلا قابل تبدیل نیست.

یا گزینه دیگر این است که بگوییم ، نه ، ما واقعاً منظور ما این بار است ، صادقانه ، ما در مورد این کل استاندارد طلای جدی هستیم. بنابراین ، ما نرخ بهره را بالاتر می بریم و تماشای تورم را تماشا می کنیم. بدهی های معوقه ای که به دلار می رسد برای بازپرداخت افراد بیشتر و پر هزینه تر می شود ، و ما می بینیم که یک سطح ورشکستگی و خرابی های تجاری واقعاً چشمگیر است. این چرخه تا زمانی که سیاستمدارانی که قول داده اند در استاندارد طلا بمانند ، از کار خارج می شوند و مارپیچ تورم در نهایت توسط رهبران جدید انتخاب می شود که گزینه 1 را انتخاب می کنند ، پایان می یابد.

اکنون ، من می دانم که اشکالات استاندارد طلا در این مرحله زوزه می کشند ، "اما اینگونه نیست که یک استاندارد طلا در واقع کار کند ، زیرا ..." اما آنچه من فقط توضیح دادم یک سناریوی فرضی نبود. در عوض ، به نظر من این توصیف کاملاً دقیقی از آنچه در ایالات متحده در دوران رکود بزرگ سال 1929-33 رخ داده است.

در سال 1929 ، ایالات متحده در استاندارد طلا بود و نرخ ارز 20. 67 دلار در هر اونس طلا ثابت بود. ناامنی ژئوپلیتیکی و نگرانی های مالی باعث افزایش قیمت نسبی طلا می شود ، که با ثابت کردن قیمت دلار طلا ، نیاز به کاهش قیمت دلار بیشتر از همه دارد. دلالان شرط می بندند (به درستی) که انگلیس در سال 1931 استاندارد را رها کند ، اما ایالات متحده با این گمانه زنی ها جنگید ، با این که بانک فدرال رزرو نیویورک نرخ تخفیف خود را از 1. 5 ٪ به 3. 5 ٪ در اکتبر 1931 افزایش داد. این افزایش شدید نرخ بهرهدر زمان آشفتگی مالی بزرگ موفق به دفاع از برابری با طلا شد ، اما یک فاجعه اقتصادی ایجاد کرد.

مقاله تحقیقاتی در سال 1991 توسط بن برنانک و هارولد جیمز به همبستگی بسیار شدیدی بین زمانی که یک کشور استاندارد طلا را رها کرده و هنگامی که شروع به بهبودی از رکود بزرگ کرد ، اشاره کرد. پانل برتر بالا محاسبات خود را از میانگین رشد سالانه تولید صنعتی برای 14 کشوری که تصمیم گرفتند برابری طلای ارزهای خود را در سال 1931 رها کنند ، نشان می دهد - آنها از سال 1932 به بعد رشد مثبتی را تجربه می کردند. برعکس ، کشورهایی که روی طلا ماندند ، در سال 1933 کاهش متوسط 15 ٪ را تجربه کردند. ایالات متحده در سال 1933 طلا را رها کرد و پس از آن بلافاصله بهبود چشمگیر آن آغاز شد. همین اتفاق افتاد که ایتالیا در سال 1934 استاندارد طلا را کاهش داد و برای بلژیک هنگام خاموش شدن در سال 1935. از طرف دیگر ، سه کشوری که در سال 1936 با طلا گیر کرده اند (فرانسه ، هلند و لهستان) شاهد افت 6 ٪ در 6 ٪ بودندتولید صنعتی در سال 1935 ، در حالی که بقیه جهان رشد کاملی را تجربه می کردند.

همانطور که در مقاله ای که در سال 1988 منتشر شد ، اشاره کردم ، طرفداران استاندارد طلا از نظر نهادی فکر می کنند که ادامه فعالیت ، که پس از اتخاذ شده است ، دیگر هرگز شک نمی شود. اما مشکل این است که ، اگر بتوانید به یک استاندارد طلا بروید ، می توانید از یک استاندارد طلا استفاده کنید. و عدم اطمینان در مورد اینکه آیا و چه زمانی دومی رخ خواهد داد می تواند سیستم خود را به یک نیروی بسیار بی ثبات کننده تبدیل کند.

آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیحه نصیری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 14 شهريور 1402 ساعت: 19:03