
این دومین روز تمرینات فنی برای اقتباس جدید "Camelot" Leer و Loewe ، موسیقی 1960 بر اساس افسانه آرتوریان - این بار که توسط آرون سورکین بازنویسی شده است - در Vivian Beaumont در مرکز لینکلن. در اطراف تئاتر میزهای بلند در پارچه سیاه پوشیده شده است که افراد فناوری در حال نوشتن بر روی دفترچه یادداشت ها ، سوئیچ ها می چرخند و بی سر و صدا در هدست صحبت می کنند ، چشمانشان هرگز مرحله 4000 متر مربعی را که بالای گودال ارکستر مانند یک UFO عظیم معلق است ، ترک نمی کند. بازیگران لباس قرون وسطایی در گروه های کوچک صحبت می کنند ، رقصندگان رقص عصبی در حال قدم زدن هستند ، یک تولید کننده به شدت زمزمه می کند و بارتلت شر ، 64 ساله ، کارگردان ، در یک راهرو در نزدیکی پشت ایستاده است و ساکت را تماشا می کند ، مانند یک کاپیتان در نیروگاه او در حال قدرت خود در غرق او در حال قدرت او در حال قدرت است. کشتی.
از یک صحنه به صحنه دیگر مشکلاتی وجود دارد: آیا می توانید فیلیپا سو ، با بازی همسر جدید پادشاه آرتور ، Guenevere ، از شلوار چرمی تنگ خود و پیراهن خسته شده و لباس مخملی آبی خود در زیر 37 ثانیه بیرون بیاید؟اگر نتوانند بستنی ها را خنثیسازی کنند ، شوالیه ها چگونه می توانند به سرعت لباسهای سنگین و کف خود را ریختند؟آیا وقتی بازیگران میزها ، صندلی ها و فرش ها را نشان می دهند که نشان دهنده مطالعه پادشاه است ، باید چراغ ها روشن شوند ، یا اینکه آشکار کردن سوسیس بیش از حد است؟و دیواره فلزی که به سرعت از سقف به وسط این همه می چرخد-اگر یک شوالیه یا یک خانم در انتظار انگشت پا را از دست بدهد ، چه می شود؟
مهم نیست ، آنها دوباره انتقال را امتحان می کنند. مدیر صحنه خواستار شروع صحنه است و همه مکان های خود را می گیرند. مرلین ، مربی آرتور ، مرده است ، و آرتور ، ویران شده ، تعجب می کند که چگونه او قادر خواهد بود سفارش جدیدی را در Camelot ایجاد کند - که در آن همه افراد دارای صدا و قوانین هستند - بدون اینکه مردی که به او اعتماد می کند. پادشاه جوان بر روی زانوها ، از معلم خود خداحافظی می کند ، زیرا یک پیانیست فرفری در یک پیراهن دکمه ای به پایین آهنگ عزاداری می کند و گله ای از شوالیه ها به گروهی از غم و اندوه باریتون تبدیل می شود. سپس آرتور بلند می شود ، قدم هایی به مرحله مرکزی و به صورت خالص سوركین می گوید: "الان چه جهنمی می كنم؟"
ناگهان سالن مملو از موسیقی بلند و شناور است. Guenevere با عجله ، مرحله سمت چپ ؛خروج شوالیه ها ، مرحله درست ؛و پس از یک لحظه ، مردان در زره های سیاه با غرفه ها عجله می کنند. هادی ، که در گودال خالی دیگر ایستاده است ، بازوهای خود را موج می زند ، و رقصندگان به طور آشکار انگشتان خود را می چسباندند تا همه چیز را سرعت بخشند. مدتی است که ، شر ، در همان پیراهن مشکی و شلوار مشکی مشکی که هر وقت با او ملاقات می کنم ، ساعت می پوشم ، تماشا می کند.
وقتی صحنه تمام شد ، او به جایی که من نشسته ام باز می گردد و با زمزمه می گوید: "این یک فاجعه بود."او قفل طولانی موهای نقره ای را در پشت گوش خود فشار می دهد و لبخند می زند ، زیرا در دنیای بارت شر ، یک فاجعه ممکن است سرگرم کننده ترین چیز تا کنون باشد.

پس از 18 ماه تعطیلی مربوط به COVID ، برادوی شروع به بازگشت به خود مقدماتی خود کرد. احیای "Sweeney Todd" با جاش گروبان ، تجسم مجدد "رژه" با بن پلات ، و "خانه عروسک" به رهبری جسیکا همه در خانه های بسته بندی شده بازی کرده اند-و لی میشل دوباره "دختر خنده دار" را دوباره صعود کرده استبشراما اگر بازگشت دوباره به پیروزی ادامه یابد ، باید چند بازدید دیگر برای تئاتر و گردشگران مشتاق وجود داشته باشد.
با "Camelot" ، مرکز لینکلن در حال زنده شدن یکی از نمایش های شناخته شده صحنه است. و در شر و سورکین ، آنها به دو نفر از موفق ترین هنرمندان در تئاتر مدرن ، دوتایی که در سال 2018 به نیروهای پیوستند ، روی آوردند تا "کشتن یک مسخره" را به بالاترین نمایشنامه آمریکایی در تاریخ برادوی تبدیل کنند. نه تنها این ، بلکه شر-که به عنوان یکی از بهترین کارگردانان صحنه آمریکایی که امروز کار می کند-در نظر گرفته شده است ، با احیای "اقیانوس آرام جنوبی" و "خانم منصفانه من" به ترتیب 1000 و 509 اجرا در حال اجرا است. بشراما آیا شر ، که راه هایی برای گرد و غبار کردن موزیکال های خزنده پیدا کرده و آنها را برای مخاطبان معاصر مرتبط کرده است ، با بازی خود در "Camelot" روبرو شده است؟از این گذشته ، نگاه خوش بینانه تولید اولیه به چگونگی مهار رهبران اخلاقی قدرت ایجاد دنیاهای بهتر را ناامید کننده به نظر می رسد در این محیط سیاسی تقسیم شده. یا شاید نه - شاید "شتر" فقط همان چیزی باشد که ما نیاز داریم.
در سال 1971، در زادگاه شر، سانفرانسیسکو، مراسم تشییع جنازه یک پلیس در محله ای که او زندگی می کرد برگزار شد و درب کلیسایی که مراسم در آن برگزار می شد توسط گروه افراطی Weathermen منفجر شد. شیر، پنجمین کودک از یک رشته هفت نفری، در آن زمان 12 سال داشت و صدای انفجار را از کلاس ششم کلاس خود شنید. او امروز در دفتر کوچک و بدون پنجره اش در مرکز لینکلن، جایی که در 14 سال گذشته مدیر مقیم آن بوده است، می گوید: «خوب بود. او با دانستن اینکه این ممکن است به نظر برسد، به سرعت اضافه می کند که هیچ کس کشته یا حتی صدمه ای ندیده است. اما در "فضای خاکستری"، همانطور که شر آن را می نامد، بین من و او - جایی که مفاهیم عمیق تر در سکوت منتقل می شود - می توانم بفهمم که چرا او یک حمله تروریستی داخلی در محله کودکی خود را "باحال" خواند: زیرا سانفرانسیسکو در سال 1971زنده با انرژی الکتریکی دگرگونی فرهنگی، ذهن بارت شیر جوان را منفجر کرد.
دفتر شِر آشفته است: کتاب ها هر طرف در قفسه های نامتناسب روی هم چیده می شوند و عکس های سیاه و سفید از صحنه هایی در سرتاسر جهان در قاب های سیاه و سفید بر روی دیوارها چسبانده شده اند. برای یافتن چیزی روی میز شر نیاز به حفاری باستان شناسی دارد، هرچند زمانی که او می خواهد کتابی را به شما نشان دهد - یکی از انجیل های نوشته شده توسط تادئوش کانتور یا جورجیو استرلر، کارگردانان آوانگارد اروپایی که همراه با نمایشنامه نویس نیجریه ای وول سویینکا و کارگردان فرانسوی. آریان منوچکین، بیشترین تأثیر را روی او گذاشته است - شر دقیقاً می داند که زیر کدام توده پنهان شده است.
اگرچه او به وضوح درخشان، مطالعه شده و به توانایی های خود به عنوان کارگردان مطمئن است، شر همچنین یک مرد است. اگر او یک نفس بزرگ داشته باشد، به خوبی پنهان است. سورکین می گوید: «او کارگردان بزرگی است. و اگر لازم بود، استعداد او هر گونه رفتار بد را بهانه می کرد. اما او همچنین مرد بسیار خوبی است."
برای مثال، سه بار در طول دو هفته، و دو بار دیر شده ام (بیایید متروی نیویورک را مقصر بدانیم). بار دوم، با ناراحتی وارد رستوران می شوم - چگونه می توانستم دوباره این مرد مهم را مشغول نگه دارم که خودش پشت میز منتظر بماند؟نمی توانم از عذرخواهی دست بردارم. بالاخره به لبه غرفه می رود که همه او را می بینم و می گوید: «عصبانی به نظر می رسم؟»آرام نشسته و بدون هیچ کینه ای در چهره اش به من نگاه می کند. همینه که هست. ما به مصاحبه خود ادامه می دهیم، که در آن او، طبق معمول، یک استاد دانشگاه واقعا سرگرم کننده است که بهترین سمینار جهان را رهبری می کند.
به نظر می رسد او واقعاً خوشحال است وقتی به او می گویم که مادرم هنگام کودکی مرا به تئاتر برد و او می گوید ، "خوب ، شما لازم نیست که در مسیرهای راه آهن دراز بکشید تا بدانید که چه احساسی دارد که مورد اصابت قرار گیردقطار - تعلیم دادن.... "من به او بی حد و حصر نگاه می کنم و می خندد ، و او می گوید ،" ... از نظر چرا تئاتر اهمیت دارد "و لبخند می زند. سپس ادامه می دهد: "این یک تمرین خارق العاده برای شما است که درگیری ها ، واقعیت های خارجی ، مکانهایی را که شما نرفته اید که بدون آسیب به شما باز نشده اند - بدون آسیب به شما باز شود. این می تواند عمیق ترین تراژدی ، باورنکردنی ترین کمدی ، زیباترین موسیقی ، قدرتمندترین اپرا باشد. همه اینها این طنین عمیق در درون ما هستند. و بنابراین برای اینکه بچه ها بتوانند این چیزها را ببینند - برای اینکه مادرتان آنقدر باهوش باشد که شما را به آن بیاورد - این است که جهان را برای شما باز کند. "
او می گوید ، اولین تجربه بزرگ تئاتر شر در 11 سالگی اتفاق افتاد: این یک کنسرت مرده سپاسگزار در وینتلند در سانفرانسیسکو بود. او تئاتر خوبی را در مدرسه گرامر کاتولیک خود دیده بود - او حتی از قرار دادن سلفون رنگی بر روی چراغ ها در آماده سازی برای یک بازی کریسمس باکره مری لذت می برد - اما چیزی در مورد تجربه متعالی مربه های بی پایان مردگان و مخاطبان وجود داشتاعضا تمایل دارند ذهن خود را باز کنند و با آن بروند ، که هرگز او را ترک نکرد.
"Camelot" یکی از هشت نمایشنامه ای است که اکنون شر در تولید دارد. همچنین "تصاویر از خانه" ، با بازی ناتان لین ، در برادوی وجود دارد. سه نمایش در تئاترهای منطقه ای در سراسر ایالات متحده. و سه نفر در انگلیس ، از جمله "بانوی من" ، که در آن الیزا دولیتل در پایان استاد هیگینز را ترک می کند ، و سورکین "برای کشتن یک مسخره" ، جایی که آتیکوس فینچ ناجی بزرگ سفیدی نیست که او در فیلم سال 1962 قرار دارد.، اما یک مرد تقسیم شده تر - یک لیبرال دهه 30 که به تفکیک نیز اعتقاد دارد. شر نیز کارگردانی اپرا را انجام می دهد ، و یکی از آنها ، "L'Elisir d'Amore" Gaetano Donizetti ، در این فصل به MET باز خواهد گشت.
او خود را به عنوان یک هنرمند تفسیری می داند ("مانند یک هادی" ، او می گوید) ، به جای یک هنرمند خلاق ("مانند یک آهنگساز") ، و او به طور جامع تاریخ هر نمایشنامه ای را که در آن کار می کند - تحقیق می کند - و زمینه سیاسی و فرهنگیکه در آن نوشته شده است - تا زمانی که او احساس کند که نویسنده در نظر گرفته است. او ایده های خود را بر روی یک نمایشنامه تحمیل نمی کند یا به مخاطبان خود موعظه می کند. او در حال ایجاد یک اثر هنری است که احساس می کند نشان دهنده دیدگاه نمایشنامه نویس است.
"Camelot" اصلی با دوران کندی درگیر شده است ، زیرا رئیس جمهور فقید عاشق این نمایش بود و به گفته جکی قبلاً آوازهای آن را می خواند مانند "اگر من همیشه شما را ترک می کردم."یک هفته پس از ترور کندی ، جکی به یک خبرنگار گفت که احتمال وجود یک شتر در اینجا در آمریکا به پایان رسیده است ، با قتل رئیس جمهور روبرو شد. تا به امروز ، مردم آن نسل گاهی اوقات وقتی موسیقی متن را می شنوند گریه می کنند.
با این حال ، در دفتر خود ، شر می گوید ، "نمایش های عالی وقتی به آنها احتیاج دارید."بنابراین منطقی است که ، در سال 2018 ، با دموکراسی در لبه ها ، آندره بیشوپ ، مدیر هنری مرکز لینکلن ، به شر پیشنهاد کرد که آنها در آن سال نسخه کنسرت "Camelot" را برای Gala قرار دهند. مادر لین-مانوئل میراندا عاشق نمایش اصلی بود ، بنابراین میراندا موافقت کرد که برای آن یک شب آرتور را بازی کند. بعداً ، میراندا پیشنهاد کرد که شر این نمایشنامه را با یک کتاب بهتر - یکی توسط سورکین ، یک استاد استاد وقتی صحبت از عاشقانه سیاست آمریکا می شود - احیا می کند.
سورکین تئاتر موسیقی را در سیراکوز تحصیل کرد ، اما هرگز موسیقی ننوشته بود. با این حال این پروژه برای او معنی داشت. او می گوید: "شما می دانید ،" این نمایشی است که خود را به این ایده وام می دهد که ما باید به ستاره ها برسیم ، حتی اگر شکست بخوریم. اون به من میاد."وی می افزاید: "من نمی خواهم این یک قطعه موزه باشد. من نمی خواهم این یک تمرین در دلتنگی باشد. من می خواستم الان این باشد. من می خواستم این پادشاه آرتور بزرگ شود تا مارتین شین در "جناح غربی" باشد. "

"Camelot" Sorkin کوتاه تر است ، و تقریباً همه گفتگوها جدید است. اولین مورد پر از جادوگری و جادو بود و نسخه به روز شده هیچ کدام را ندارد. آرتور ، متداول که پس از تنها مردی که قادر به شمشیر از سنگی است ، پادشاه می شود ، آرزو می کند با ایجاد یک شورای مردان - شوالیه های میزگرد - و یک سیستم ، پادشاهی بی قانونی خود را به نوعی آرمانشهر تبدیل کند. از دولت که همه طبق قانون برابر هستند و این قوانین به طور عادلانه تصویب می شوند.
در نسخه Sorkin ، Guenevere به عنوان دختر درخشان پادشاه فرانسه وارد تصویر می شود ، نه فقط یک دختر زیبا ، و بنابراین از هر طریق او برابر است ، اگر نه باهوش تر و با شکوه تر از آرتور ، که ، در حالی که دوست داشتنی است ، هنوز هم استیک پسر. بنابراین گرچه آرتور و گنوره در این طرح برای یک عصر جدید فوق العاده در Camelot شریک هستند ، اما جای تعجب ندارد که او به علی رغم اینکه او به آرتور و آرتور اختصاص داده است ، برای یک نایت بسیار با تجربه و با اعتماد به نفس سقوط می کند. به او.
Guenevere و Lancelot حتی در این نسخه جدید بوسه نمی زنند ، و می دانند که چقدر فاجعه بار خواهد بود ، تا یک شب که پسر نامشروع آرتور ، که به عرش شهوت می کند ، اوضاع را دستکاری می کند تا این دو به هم ریخته شوند و در حالی که آرتور است عشق ورزیددور. آنها گرفتار ، محاکمه و محکوم به مرگ می شوند.
این یک داستان غم انگیز در مورد اشتیاق ما برای آنچه خوب و گرایش ما به تاریکی است. و این در واقع دلهره آور است ، در پایان نمایش ، وقتی می فهمید که رویای دموکراسی - و یک ازدواج با اینقدر پتانسیل - می تواند به دلیل ضعف های بسیار انسانی در همه جا شکست بخورد. شر می گوید: "وقتی بازی هارون را می بینیم ،" ما تعجب می کنیم که آیا شتر خود را از دست داده ایم یا خیر. ما به عنوان یک کشور کجا هستیم؟آیا چیزی وجود دارد که شاید شکسته و از هم جدا شود؟آیا می توانیم آن را پس بگیریم؟این بسیار عمیق ترین سطح زیرنویس است که در آن سعی می کنم به این سؤال پاسخ دهم ، "چرا" شتر "؟"تئاتر خوب. "
"اگر شکست بخورید چه می کنید؟"من از شام از شر می خواهم. ما در حال خوردن کباب و پولنتا هستیم ، که او قبلاً بارها بوده است ، اما او آنها را بلعیده است. او می گوید: "اوه ، بیا"."اگر شما فشار موفقیت را بر عهده ندارید ، بسیار سرگرم کننده است. من آنجا هستم تا اکتشاف کنم. البته ما می خواهیم این موفقیت را انجام دهد ، اما این مسئله نیست - این مسئله برای تحقق دید من نیست. مسئله برای من این است که همه را به سمت چیزی سوق دهم. "
من کاملاً نمی فهمم که چگونه یک مرد دنیوی - که در تئاتر آزمایشی جهانی غرق شده است - به کارگردانی موزیکال های بزرگ آمریکایی مانند "Camelot" می پردازد.
او می گوید: "من فکر می کنم به عنوان هنرمندانی که آمریکایی هستند."و من فکر می کنم کانن آمریکایی - و تجربه آمریکایی از اینکه چه کسی در هر سطح هستیم - باید دوباره مورد بررسی قرار گیرد. تاریخچه ما در حال تغییر است ، به همان روشی که برای راجرز و هامرشتاین یا تورنتون وایلدر یا تنسی ویلیامز یا آگوست ویلسون تغییر می کرد. ما در تلاش هستیم تا ارزیابی کنیم که چه کسی هستیم و چه کسی هستیم. "او به طور زنجبیل نیش سالاد را می گیرد و می افزاید: "این کاری است که من دوست دارم انجام دهم ، بین چیزها ارتباط برقرار کنم."
در تمرین فنی ، سه شوالیه در سکوت در حال حرکت به سمت پایین در جهت صندلی ها هستند ، لباسهای سیاه آنها که روی زمین پشت سر آنها می کشند. من به شر می گویم ، که در ردیف جلوی من ایستاده است ، که به نظر می رسد شکسپیر است.
او می گوید ، "من سعی می کنم این احساس را مانند یک بازی تاریخ ایجاد کنم. زیرا ، می دانید ، آرتور است. و از آنجا که زبان هارون بالا و قدرتمند است. بنابراین من سعی می کنم آن را به نوعی مکان واقعی بلند کنم. "
"بر خلاف چه؟"من می پرسم ، و شر به سمت من تکیه می کند ، دست های جاز فلوتر را در اطراف گوش های خود قرار می دهد و "تئاتر y" را زمزمه می کند.
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
22 مرداد
1402 ساعت: 19:44