نمایش فرمول:؟فرمول های ریاضی به عنوان MATHML رمزگذاری شده اند و در این نسخه HTML با استفاده از MathJax به منظور بهبود نمایشگر خود نمایش داده می شوند. جعبه را برای خاموش کردن MathJax از آن جدا کنید. این ویژگی به JavaScript نیاز دارد. برای بزرگنمایی روی فرمول کلیک کنید.
در این مقاله به رابطه بین نرخ واقعی ارز و عدم تعادل تجارت خارجی در هر دو کشور بالکان غربی (WB) و اروپای مرکزی و شرقی (CEE) بررسی شده است. در طی جدیدترین بحران اقتصادی جهانی ، بررسی تأثیر نرخ ارز بر تراز تجارت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. کشورها از انواع رژیم های سیاست پولی استفاده می کردند و بسته به انتخاب خود ، ابزارهای اقتصادی متفاوتی برای مقابله با این بحران در دسترس داشتند. هدف از این تحقیق این بود که آیا کاهش ارزش ارز و/یا استهلاک قادر به از بین بردن مؤثر و کامل اثرات منفی بحران اقتصادی جهانی و همچنین عملکرد ضعیف صادرات و فعالیت اقتصادی قرارداد است. یافته های ما نشان می دهد که در طی یک بحران اقتصادی ، کشورهایی که از ارز خود استفاده می کنند نمی توانند با استهلاک ارز خود ، کسری تجاری خود را به طور قابل توجهی تنظیم کنند. علاوه بر این ، پیشنهاد می شود که در طول بحران اقتصادی جهانی ، کسری توازن پرداخت به میزان قابل توجهی تحت تأثیر نرخ ارز قرار نمی گیرد. در چنین مواردی ، سایر عوامل مانند هزینه های دولت نقش مهمی تر دارند ، و به دنبال آن تقاضای خارجی و سرمایه گذاری های مستقیم انجام می شود.
- قیمت ارز
- بالکان غربی
- اروپای مرکزی و شرقی
- تراز تجاری
- بحران اقتصادی
- کسری بودجه
1. معرفی
هنگام در نظر گرفتن جنبه نظری تعادل تعادل ، ما به وضعیتی که بدون هیچ گونه مداخله ای از دولت به دلیل اقدامات منتخب سیاست اقتصادی پایدار است ، اشاره می کنیم. جدیدترین بحران اقتصادی در سال 2008 ، بحث در مورد آنچه که یک راه حل مناسب در رابطه با انتخاب رژیم های نرخ ارز ، حداقل از نظر تعدیل کلان اقتصادی است ، دوباره مطرح کرده است. عدم تعادل حساب جاری دلایل اساسی بحران منطقه یورو بود (بالدوین و گیاواززی ، استناد 2015). کسری تجاری به خودی خود مشکلی ندارد. با این حال ، همانطور که مانکیو خاطرنشان می کند ، گاهی اوقات می تواند نشانه یک مشکل باشد (2008). این سؤال مطرح می شود که آیا تصمیم گیری در مورد و حفظ نرخ ارز که تجارت کالاها و تجارت خدمات به تعادل را به همراه خواهد داشت ، ممکن است.
بسیاری از نویسندگان خاطرنشان کرده اند که عدم تعادل تجارت نیاز به تعدیل نرخ ارز دارد. بر این اساس ، فروند و وارنوک (استناد 2007) ادعا می کنند که نرخ ارز غیر قابل تعدیل دلیل اصلی نقص حساب جاری است ، در حالی که همچنین خاطرنشان می کند که سطح بالاتری از کسری نیاز به مدت زمان طولانی تری دارد تا تعدیل آن انجام شود. نتایج اوزمن (2005) نتایج تجربی نشان می دهد که انعطاف پذیری نرخ ارز و باز بودن اقتصادی باعث ایجاد تعادل حساب جاری می شود. فرانکل (استناد 1999) تأکید می کند که هیچ رژیم ارز واحد برای همه کشورها یا در همه زمان ها مناسب نیست. به گفته وی ، رژیم مناسب نرخ ارز بسته به شرایط خاص کشور مورد نظر ، از جمله معیارهای کلاسیک بهینه مساحت ارز و بسته به شرایط دوره زمانی درگیر متفاوت است. سطح بالای کسری تجارت یک چالش جدی است که اکثر کشورهای اروپایی با آن روبرو هستند. همانطور که توسط بانک مرکزی اروپا در تجزیه و تحلیل انجام شده توسط وینکلر ، مازازفررو ، نرلیچ و تیمن (استناد 2004) بیان شده است ، اکثر کشورهای دلار در رابطه با پایداری تعادل تجارت با مشکل روبرو هستند. کالوو و راینهارت (استناد 2002) به اختلاف بین طبقه بندی رژیم نرخ ارز که توسط صندوق بین المللی پول و رژیم هایی که در واقع در برخی از کشورها اعمال می شوند ، اشاره می کنند.
قبل از شیوع بحران اقتصادی ، کشورهای CEE نسبت به تجارت با کشورهای اتحادیه اروپا نرخ رشد بالاتری در تجارت بین المللی داشتند. با این وجود ، اگرچه تجارت منطقه ای از اهمیت بالایی برخوردار است ، اما همه کشورهای CEE و WB اتحادیه اروپا را به عنوان عمده بازار صادرات برای آنها می دانند. دقیقاً این وابستگی صادراتی منطقه ای یکی از مسیرهای انتقال بحران اقتصادی از اتحادیه اروپا به اقتصادهای CEE و WB کشورها را نشان می دهد. از نظر روند تجارت ، باید توجه داشته باشید که ، نسبت به کشورهای اتحادیه اروپا ، کشورهای CEE و WB عمدتاً به اندازه کافی توسعه نیافته اند و از پتانسیل توسعه نسبتاً متوسطی برخوردار هستند که تا حد زیادی وابستگی واردات را ایجاد می کند.
هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر نرخ ارز در جریان تجارت است ، در ایجاد توازن تجارت به تعادل (DIS) در کشورهای نمونه تحت شرایط شوک اقتصادی. در این مقاله تجربه اروپایی به دست آمده توسط آن دسته از کشورها با استفاده از یورو که بخشی از اتحادیه پولی در اتحادیه اروپا است ، و کشورهایی که از ارزهای داخلی خود استفاده می کنند ، ارائه می دهد. با کاهش ارزش ارز و/یا استهلاک در بازار ارزی ، آن دسته از کشورهایی که از ارزهای داخلی خود استفاده می کنند ، رقابت و صادرات اقتصاد ملی خود را افزایش می دهند و در عین حال واردات را نیز کاهش می دهند. جدا از چنین تأثیرات مثبت ، نوسانات نرخ ارز نیز مستلزم اثرات منفی مختلف همراه است که قادر به ایجاد مشکلات قابل توجهی در ثبات سیستم مالی هستند. کشورهایی که بخشی از منطقه یورو را تشکیل می دهند ، مکانیسم های یکسان ندارند که توسط آنها می توانستند بر تعادل تجارت خود تأثیر بگذارند. از نظر کشورهای بالکان غربی ، تعدادی از آنها از ارزهای داخلی مربوطه خود استفاده می کنند ، در حالی که برخی دیگر رژیم هایی مانند دلار سازی یا هیئت ارز را اعمال می کنند. بنابراین ، هدف این است که اشاره کنیم - از طریق تحقیقات انجام شده - هم مزایا و هم کمبود رژیم های نرخ ارز ثابت (مانند دلار سازی یا هیئت ارز) در رابطه با تعادل تجارت ، به ویژه در شرایط بی ثباتی خارجی وبحران اقتصادی.
از طریق مطالعه موردی ، ما قصد داریم کشورهایی را ارائه دهیم که با استفاده از رویکردهای مختلف برای مدیریت نرخ ارز در زمان بحران اقتصادی جهانی ، به موفقیت حسادت رسیده اند. سپس ، ما می خواهیم همبستگی بین تعادل تجارت ، از یک طرف و رژیم نرخ ارز مربوطه را از طرف دیگر شناسایی کنیم. تمرکز بهره بر رژیم های مختلف نرخ ارز است. مدل های نرخ ارز ثابت حاکی از پیش بینی بالاتر نرخ ارز خارجی است. با این حال ، محدودیت های قابل توجهی در مورد آزادی سیاست مستقل کلان اقتصادی در حال اجرا وجود دارد. رژیم نرخ ارز انعطاف پذیر آزادی بیشتری به مقامات ملی پول می دهد. با این حال ، این خطر نیز خطر بیشتری از تورم و همچنین کاهش ارزش پول داخلی دارد. افزایش نرخ ارز (استهلاک ارز ملی) با استفاده از قیمت های رقابتی برای محصولات ملی در بازار خارجی ، روش تحریک صادرات است. این امر به این دلیل است که افزایش نرخ ارز اسمی باعث کاهش قیمت صادرات بیان شده به ارز خارجی می شود. از این طریق صادرکنندگان هستند که با کاهش قیمت ها - می توانند رقابت محصولات خود را در بازار خارجی افزایش دهند. در طول بحران ، کشورهای نمونه از انواع رژیم های سیاست پولی استفاده می کردند و بسته به انتخاب آنها ، ابزارهای مختلف سیاست اقتصادی در دسترس بودند. کشورهایی که رژیم نرخ ارز ثابت را انتخاب کرده اند ، نمی توانند کاهش ارزش را انجام دهند و آنها نتوانستند وابستگی آنها به واردات را کاهش دهند. به همین دلیل ، هم تجارت بین المللی و هم فعالیت اقتصادی به طور کلی رنج می برد. شوک های خارجی به ویژه برای مونته نگرو که دلار را انجام می داد ، قابل توجه بود. در زمان بحران مالی و اقتصادی ، استفاده از یورو به عنوان مناقصه قانونی ، استفاده از نرخ ارز را به عنوان ابزاری مؤثر برای تنظیم کسری تجارت محدود می کند.
به منظور تعریف رابطه علیت مربوطه بین نرخ ارز و تعادل تجارت ، ما داده های کافی از ارتباط را پوشش دادیم که متغیرهای فوق را پوشش می دهد. برای تجزیه و تحلیل داده های آماری ، ما از روشهای کمی ، به ویژه مدل های اقتصاد سنجی پانل استفاده کردیم. ما مشخصات مختلف مدل را بر اساس داده ها برای 18 کشور تخمین زده ایم ، که دوره 1990-2016 را پوشش می دهد. نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری نرخ ارز به کاهش عدم تعادل تجارت کمک می کند. با این حال ، این تنها در شرایط عملیاتی عادی و نه در دوره بحران اقتصادی جهانی صادق است.
مقاله به شرح زیر ساختار یافته است. پس از مقدمه ، بخش 2 ادبیات موجود در این زمینه را مرور می کند. در بخش های 3 و 4 ، مدل تجربی و داده های خود را ارائه می دهیم. بخش 5 یافته های تجربی ما را تشریح و تفسیر می کند ، در حالی که بخش 6 اظهارات نتیجه گیری را ارائه می دهد.
2. بررسی ادبیات
مشخصات کشورهای منتخب که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرند این است که برخی از آنها از یورو استفاده می کنند ، تعدادی از آنها از سیاست های پولی انقباضی ، به ویژه یورویزاسیون استفاده می کنند و برخی دیگر از ارزهای داخلی مربوطه استفاده می کنند. بسته به اینکه کشورها از نرخ ارز ثابت یا انعطاف پذیر استفاده می کنند ، شوک های خارجی در هر حالت در هر مورد منعکس شده است.
این مربوط به مباحث نظری در مورد چگونگی توجیه ورود یورو و ایجاد یورو در واقع است. مبنای نظری برای تشکیل ارز یورو و تأسیس اتحادیه پولی اروپا با کار Mundell (استناد 1961) آغاز می شود ، که هنگام بحث در مورد جوانب مثبت و منفی رژیم های نرخ ارز انعطاف پذیر ، از نحو بهینه ارزی استفاده می کند (فریدمن ، استناد 1953؛ مید ، استناد 1951). این مفهوم به یک منطقه جغرافیایی اشاره دارد که در آن یک سیاست پولی مشترک به همراه یک ارز مشترک یا یک سری از نرخ ارز متقابل ثابت اعمال می شود.
بر اساس نمونه ای از 75 کشور در حال توسعه در دوره بین سالهای 1973 و 1996 ، بردا (استناد 2004) نشان می دهد که کشورهایی که از رژیم های نرخ ارز ثابت استفاده می کنند بیشتر از شوک های تجاری رنج می برند ، که این نتیجه تعدیل ناکافی نرخ ارز است. هرمان و جوچم (استناد 2005) تعیین کننده های کسری حساب ارز را در آن دسته از کشورهای CEE که در سال 2004 به کشورهای عضو اتحادیه اروپا تبدیل شده بودند ، مورد مطالعه قرار دادند. برآوردهای آنها حاکی از آن است که بیشتر کشورها با استفاده از استهلاک ارز از نقص حساب ارز بالاتر جلوگیری می کنند. Aristovnik (استناد 2006) نتیجه می گیرد که قدردانی از نرخ ارز واقعی و بدتر شدن شرایط تجارت ، کسری حساب جاری را افزایش می دهد. این یافته ها نشان داد که کشورهایی که دارای نقص حساب جاری هستند که بالاتر از 5 ٪ از تولید ناخالص داخلی آنها با پایداری کسری با مشکل روبرو شده اند.< SPAN> بر اساس نمونه ای از 75 کشور در حال توسعه در طی دوره بین سالهای 1973 و 1996 ، بردا (استناد 2004) نشان می دهد که کشورهایی که از رژیم های نرخ ارز ثابت استفاده می کنند بیشتر از شوک های تجاری رنج می برند ، که این نتیجه تعدیل ناکافی نرخ ارز است. هرمان و جوچم (استناد 2005) تعیین کننده های کسری حساب ارز را در آن دسته از کشورهای CEE که در سال 2004 به کشورهای عضو اتحادیه اروپا تبدیل شده بودند ، مورد مطالعه قرار دادند. برآوردهای آنها حاکی از آن است که بیشتر کشورها با استفاده از استهلاک ارز از نقص حساب ارز بالاتر جلوگیری می کنند. Aristovnik (استناد 2006) نتیجه می گیرد که قدردانی از نرخ ارز واقعی و بدتر شدن شرایط تجارت ، کسری حساب جاری را افزایش می دهد. این یافته ها نشان داد که کشورهایی که دارای نقص حساب جاری هستند که بالاتر از 5 ٪ از تولید ناخالص داخلی آنها با پایداری کسری با مشکل روبرو شده اند. بر اساس نمونه ای از 75 کشور در حال توسعه در دوره بین سالهای 1973 و 1996 ، برودا (استناد 2004) نشان می دهد که کشورهایی که از ثابت استفاده می کنندرژیم های نرخ ارز بیشتر از شوک های تجاری رنج می برند ، که نتیجه تعدیل ناکافی نرخ ارز واقعی است. هرمان و جوچم (استناد 2005) تعیین کننده های کسری حساب ارز را در آن دسته از کشورهای CEE که در سال 2004 به کشورهای عضو اتحادیه اروپا تبدیل شده بودند ، مورد مطالعه قرار دادند. برآوردهای آنها حاکی از آن است که بیشتر کشورها با استفاده از استهلاک ارز از نقص حساب ارز بالاتر جلوگیری می کنند. Aristovnik (استناد 2006) نتیجه می گیرد که قدردانی از نرخ ارز واقعی و بدتر شدن شرایط تجارت ، کسری حساب جاری را افزایش می دهد. این یافته ها نشان داد که کشورهایی که دارای نقص حساب جاری هستند که بالاتر از 5 ٪ از تولید ناخالص داخلی آنها با پایداری کسری با مشکل روبرو شده اند.
کالدرون ، چونگ و لیاازا (2002) رابطه تجربی بین کسری حساب جاری و طیف گسترده ای از عوامل اقتصادی ثبت شده در ادبیات مربوط به این موضوع را مورد مطالعه قرار دادند. تحقیقات جامع آنها بر 44 کشور در حال توسعه متمرکز شده و داده های سالانه مربوط به دوره از سال 1966 تا 1995 را در نظر گرفت. آنها از نظر آماری معنی دار بین نرخ ارز واقعی و کسری حساب جاری که مطابق با پیش بینی های Mundell- بود ، پیدا کردندمدل فلمینگ. به عنوان مزیت رژیم های انعطاف پذیر نرخ ارز ، نویسندگان به کارآیی خود در تسویه حساب تراز پرداخت اشاره می کنند. علاوه بر این ، ادواردز (استناد 2004) دریافت که کشورهایی که نرخ ارز انعطاف پذیر تری دارند قادر به ایجاد شوک های اقتصادی بهتر هستند. در حالی که Lane and Milesi-Ferretti (استناد 2012) روند ایجاد مانده حساب جاری را به تعادل در 65 کشور در طول بحران اقتصادی جهانی بررسی کردند. آنها روند نرخ ارز را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و نقش متوسط آن را در روند آوردن مانده حساب فعلی به تعادل مشخص کردند. با تجزیه و تحلیل 170 کشور در دوره 1971-2005 ، Chi و WEI (استناد 2008) به نتیجه گیری تجربی واضح نرسیدند که فرضیه فریدمن (1953) را تأیید می کند ، که براساس آن نرخ ارز انعطاف پذیر در کاهش کسری حساب جاری نقش دارد. اما ، دبل و فاروکی (1996) از یک رویکرد داده پانل برای نمونه خود از 21 کشور صنعتی برای دوره بین سالهای 1971 تا 1993 استفاده کردند. آنها تأثیر بالایی از نرخ ارز بر حساب جاری و تأثیر مثبت استهلاک نرخ ارز واقعی پیدا کردنددر کسری حساب جاری. هرمان (استناد 2009) روابط بین رژیم نرخ ارز و سرعت تعدیل حساب جاری را بررسی کرد. نتایج حاکی از آن است که یک رژیم نرخ ارز انعطاف پذیر تر ، میزان تعدیل حساب جاری را در اروپای مرکزی ، شرقی و جنوب شرقی افزایش می دهد. رژیم های انعطاف پذیر نرخ ارز با سطح عدم اطمینان همراه هستند که باعث کاهش حجم بین المللی تجارت و سرمایه گذاری می شود (Domac ، Peters ، & Yuzefovich ، استناد 2001). در مقالات خود ، غوش و گلد (استناد 1997) و فرانکل و رز (استناد 2002) نیز تأثیر مثبت نرخ ارز ثابت در تجارت را تأیید کردند. قوش دریافت که نرخ ارز ثابت با افزایش آن به گونه ای که خطر نرخ ارز را از بین ببرد ، به حجم تجارت کمک می کند.
فرانکل و رز ویژگی های مختلف کشورها را در یک اتحادیه پولی نسبت به کشورهایی که از ارز خود به صورت تجربی استفاده می کردند ، ارزیابی کردند. نتایج به طور واضح حاکی از آن است که کشورهایی که در یک اتحادیه پولی قرار دارند ، حجم بیشتری از تجارت و نوسانات کمتری در نرخ ارز واقعی نسبت به کشورهایی دارند که از ارز داخلی خود استفاده می کنند. Arratibel ، Furceri ، Martin و Zdzienicka (استناد 2011) هم کشورهای اتحادیه اروپا و هم CEE را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. با استفاده از برآورد پانل برای دوره بین سالهای 1995 و 2008 ، آنها دریافتند که نوسانات پایین تر نرخ ارز با رشد اقتصادی بیشتر و کسری حساب جاری بزرگتر همراه است.
علاوه بر این ، چندین مقاله اخیر تأثیر نرخ ارز بر عدم تعادل تجارت را در زمینه بحران جدیدترین بحران اقتصادی سال 2008 در نظر گرفته اند. کروگمن ، Obstfeld و Melitz (استناد 2012) هزینه ها و مزایای ادغام پولی را تجزیه و تحلیل کردند. آنها مانند مازیر و پیت (استناد 2013) و سزاراتو (2015) ادعا می کنند که اختلاف در هزینه های متحمل شده عامل اصلی عدم تعادل در منطقه یورو است و این به دلیل محدودیت های تعدیل نرخ ارز است که توسط اتحادیه ارز اعمال می شود.
با توجه به عدم امکان تعدیل نرخ ارز در منطقه یورو ، ارزش افزوده ارز منجر به وخامت سیستماتیک حساب جاری مانده مانده پرداخت شد. کشورهای خارج از منطقه یورو ، که آزادی بیشتری در رقابت قیمت خود دارند ، ممکن است اختلافات بالاتری را مطابق با سیاست های تجارت یا نرخ ارز خود فراهم کنند (Gnimassoun & Mignon ، استناد 2013). Gnimassoun و Coulibaly (استناد 2014) پایداری حساب جاری را در دوره 1980 تا 2011 مورد مطالعه قرار دادند. آنها دریافتند که نقص حساب جاری در کشورهایی با رژیم های نرخ ارز ثابت یا در مواردی که متعلق به سیستم اتحادیه پولی هستند ، بیشتر است.
میردالا (استناد 2016) تأثیر نوسانات ناگهانی نرخ ارز را بر تراز حساب جاری در کشورهای اتحادیه اروپا طی دوره 2007 تا 2014 بررسی کرد. در طول بحران اقتصادی جهانی، تأثیر نرخ ارز بر حساب جاری کاهش یافت و در نتیجه کاهش یافت. استفاده از کاهش ارزش پول به عنوان ابزاری مناسب برای کاهش عدم تعادل خارجی در آن کشورها. بنابراین، مقامات ملی از ابزارهای نرخ ارز محروم شدند، همانطور که توسط Schilirò (استناد 2017) استدلال شد، که همراه با عوامل دیگر، منجر به ناتوانی کشورهای عضو در مقابله با اختلالات ملی در حال ظهور شد (De Grauwe, Citation 2013). سزارونی و د سانتیس (نقل به نقل از 2015) دو گروه از کشورها، کشورهای پیرامونی اتحادیه اروپا و کشورهای عضو اصلی را در دو دوره از سال 1986 تا 1998 و از سال 1999 تا 2012 تجزیه و تحلیل کردند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نرخ ارز واقعی تأثیر قابل توجهی برتراز پرداخت های حساب جاریاین یافته ها توسط Pietrucha (نقل به 2015) تأیید شد، که سیر بحران پس از سال 2007 را در کشورهای CEE که در دوره 2008 تا 2012 عضو اتحادیه اروپا بودند، بررسی کرد.) نتیجه می گیرد که به طور کلی، نرخ ارز ثابت در مقایسه با نرخ ارز متغیر در کشورهای نمونه، ناسازگاری بیشتری ایجاد می کند. کروگمن (Citation 2016) اشاره می کند که نرخ واقعی ارز برای تنظیم تراز تجاری بسیار مهم است و تأثیر قابل توجهی بر تجارت دارد. کاهش ارزش به ویژه در دوره های ورود سرمایه ناپایدار ضروری است. او به شدت از اصطلاح «بدبینی کشش» انتقاد می کند که نشان دهنده این باور است که جریان های تجاری به سیگنال های قیمت و کاهش ارزش ارز پاسخ نمی دهند.
3. روش شناسی
هدف اولیه این مقاله ، ارزیابی تأثیر نرخ ارز در توازن عدم تعادل پرداخت در دوره بحران اقتصادی جهانی (از سال 2008 تا 2012) است ، هر دو در کشورهای اتحادیه اروپا که از سال 2004 و در بالکان غربی عضو بوده اند. کشورهایی که ابراز تمایل به عضویت کرده اند. این تجزیه و تحلیل مبتنی بر یک بانک اطلاعاتی پانل به شدت متعادل با داده های مربوط به 18 کشور (I) در طی یک دوره زمانی 27 ساله (T) از 1990 تا 2016 است. از 18 کشور مشاهده شده ، پنج نفر (آلبانی ، بوسنی و هرزگوین ، مقدونیه ،صربستان ، و مونته نگرو) با روند الحاق اتحادیه اروپا درگیر شده اند ، در حالی که سیزده کشور دیگر در سال 2004 عضو اتحادیه اروپا شدند (جمهوری چک ، استونی ، مجارستان ، قبرس ، لتونی ، لیتوانی ، مالت ، لهستان ، اسلواکی و اسلوونی) و در آن2008 (رومانی و بلغارستان).itبر اساس مطالعات نظری و تجربی دبل و فاروقی (استناد 1996) ، کالدرون و همکاران.(استناد 2002) ، Aristovnik (استناد 2006) ، و Bussiere ، Guillaume و Steingress (2017) ، ما مدل تجربی زیر را ایجاد کردیم: C A _ GDP I T = α + β 1 R E E R I T + β 2 G D P G I T + β 3 G 3 Gdpg allanyt + β 4 r i r i t + β 5 f d i _ gdp i t + + β 6 p e _ gdp i t + β 7 d وام _ yoy i t + β 8 d ummy _ ee i t + u i t ، جایی که ca_gdpitمتغیر وابسته است ، یعنی مانده حساب فعلی پرداختهای بیان شده به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) در یک کشور خاص (I) در یک سال معین (T) ، در حالی که متغیرهای توضیحی شامل رشد تولید ناخالص داخلی واقعی است (GDPGt) ، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی در آلمان (GDPG_GERMANYit) ، نرخ واقعی ارز مؤثر (reerit) ، هزینه های عمومی بیان شده به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی (PE_GDPit) ، نرخ رشد اعتباری داخلی (Dloans Yoyit) ، نرخ بهره واقعی (RIR) ، سرمایه گذاری مستقیم خارجی (جریان خالص) که به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی بیان شده است (FDI تولید ناخالص داخلیit) ، و سطح توسعه کشور (dummy_eeit). متغیر تصادفی مدل U
به صورت IID (0 ، σ) توزیع می شود.
این متغیرها برای 18 کشور در طی یک دوره زمانی 27 ساله که به عنوان یک داده پانل ساخته شده بود ، مشاهده شد. هر مشاهده پانل اطلاعات مفیدی در مورد ساختار و پویایی متغیرهای مشاهده شده ارائه می دهد. بر اساس این داده ها ، پنج مشخصات مدل مختلف با استفاده از مجموعه متغیرها یکسان تخمین زده شد ، اما در شرایط مختلف (مجموعه های مختلف کشورها و دوره های زمانی مختلف) ، همانطور که در بخش 5 شرح داده شده است. پس از بررسی ثابت بودن متغیرها ، هر مشخصات مدل مشخصات مدلبا استفاده از برآوردگر حداقل مربعات معمولی (POLS) ، برآوردگر اثرات ثابت (به ویژه ، حداقل نسخه متغیر ساختگی مربع - LSDV) و برآوردگر اثرات تصادفی برآورد شد. به منظور تعیین اینکه آیا اثرات فردی می تواند به عنوان اثرات تصادفی یا ثابت مدل شود ، از آزمون هاسمن استفاده شد.
با این حال ، از آنجا که استفاده از تشخیص مدل مناسب وجود همبستگی و ناهمگونی را نشان داد ، ما دو برآوردگر اضافی را اتخاذ کردیم: کمترین تخمین مربع با خطاهای استاندارد اصلاح شده با پانل (OLS-PCSE) و روش حداقل مربعات عمومی دو مرحله ای (به ویژه، نسخه حداقل مربعات عمومی عملی - FGLS). چن ، لین و رید (استناد 2005) ، به عنوان مثال ، اشاره می کنند که روش OL S-PCSE مناسب تر است که تمرکز روی آزمایش فرضیه باشد ، در حالی که روش FGLS وقتی تمرکز روی دقت ضرایب رگرسیون باشد ، مناسب تر است. در این مقاله ، نتایج به دست آمده با استفاده از روش FGLS (جدول 1 در بخش 5) را ارائه می دهیم و تفسیر می کنیم ، اگرچه تفاوت قابل توجهی در مورد ما بین مقادیر به دست آمده وجود ندارد. روش FGLS به جای فرض ساختار ناهمگونی ، ساختار ناهمگونی را از OLS تخمین می زند. نتایج به دست آمده با استفاده از چهار برآوردگر دیگر در صورت تقاضا از نویسندگان در دسترس است ، اما به دلیل محدودیت های فضا در اینجا حذف شده است.
4. داده ها
ما به دلایل مختلف داده های کاملی در مورد همه کشورها و تمام دوره های موجود در اختیار خود نداریم. یا به این دلیل که برخی از کشورها در دهه 1990 این متغیرها را تحت نظارت قرار نمی دادند یا به این دلیل که برخی دیگر در دوره نمونه به عنوان کشورهای مستقل در حال ظهور بودند. این بانک اطلاعاتی شامل مقادیر زیر است: مانده حساب جاری پرداخت به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی ، رشد تولید ناخالص داخلی واقعی ، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی در آلمان ، نرخ ارز مؤثر واقعی ، نرخ بهره واقعی ، هزینه های عمومی بیان شده به عنوان درصد ازتولید ناخالص داخلی ، نرخ رشد اعتبار داخلی ، FDI ، جریان خالص به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی و سطح توسعه هر کشور بیان شده است. منابع این ارزش ها یوروستات ، چشم انداز اقتصادی جهانی (WEO) ، صندوق بین المللی پول (IMF) و شاخص های توسعه جهانی (WDI) بود. توضیحات کلیه متغیرهای مورد استفاده در جدول A1 در پیوست آورده شده است.
بر اساس کار آریستوونیک و Setnikar-Cankar (استناد 2006) ، پیتروچا (استناد 2015) ، میردالا (استناد 2016) ، Bussiere و همکاران.(2017) ، لی و همکاران.(استناد 2017) و دیگران ، ما دوره نمونه و نمونه کشورها را تمدید کردیم و از این طریق مدل را در یک چارچوب قابل ملاحظه قرار می دهیم. در این مدل ، ما از تعادل پرداخت شده به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی به عنوان یک متغیر توضیحی استفاده نکردیم ، زیرا بر اساس داده های نمونه ما یک همبستگی مثبت نسبتاً قوی بین متغیر جریان و تاخیر وجود دارد ، با ضریب همبستگی به همان اندازه0. 76. همچنین ، تمام متغیرهای دیگر ، که ما در آن شکل گرفتیم یا از آن خارج شدیم ، مدل نهایی نتیجه تنظیم این موضوع مقاله بود که خاص است ، به عنوان مثال شرایط متغیر تجارت تأثیر آماری معنی داری در هر یک از مشخصات مدل نشان نداد وبه همین ترتیب مستثنی بود.
تأثیر نرخ ارز بر عدم تعادل تجارت خارجی در طول بحران اقتصادی در کشورهای عضو جدید اتحادیه اروپا و کشورهای بالکان غربی
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 22:10