روسیه و ایران: بی اعتمادی تاریخی و مشارکت معاصر

ساخت وبلاگ

خلاصه: روابط مسکو با تهران در حال حاضر بسیار تعاونی تر از رقابتی است ، اگرچه اهداف سیاست خارجی این دو کشور همیشه تراز نمی شوند.

استفاده اخیر روسیه از پایگاه هوایی ایران برای بمباران اهداف در سوریه ، پیشرفت جدیدی در تاریخ روابط روسیه و ایران دارد. در طول قرن نوزدهم و بیشتر قرن بیستم ، ایران برای کنترل زمین خود و تأثیرگذاری بر سیاست خود به طور ناموفق در برابر طرح های روسی مقاومت کرده بود. انقلاب ایران در سال 1979 ، از جمله موارد دیگر ، بازگرداندن حاکمیت این کشور در برابر قدرتهای بزرگ مانند ایالات متحده و انگلستان و ایستادن در برابر اتحاد جماهیر شوروی ملحد بود. با این حال ، بر خلاف گذشته ، روسیه اکنون دیگر یک قدرت امپریالیستی ناخوانده نیست ، بلکه یک شریک استراتژیک خوش آمدید - اولین بار از سال 1979 که ایران به پرسنل نظامی خارجی اجازه داده است از قلمرو خود فعالیت کنند.

از آنجا که مسکو پس از یک چهارم قرن ، خاورمیانه را مجدداً بازگرداند ، اهمیت ایران ، یکی از مهمترین کشورها در حاشیه جنوبی روسیه را درک می کند. روسیه کاملاً آماده است تا با ایران در طیف گسترده ای از موضوعات دو جانبه ، منطقه ای و بین المللی که شامل تجارت ، انرژی و امنیت است ، درگیر شود. با این حال اگرچه دو کشور اهداف زیادی را به اشتراک می گذارند و همکاری های امیدوار کننده به نظر می رسد ، اما این رابطه هنوز نسبتاً شکننده است و اختلافات سیاسی بین آنها باید به طرز ماهرانه ای انجام شود.

دیمیتری ترنین

مدیر مرکز کارنگی مسکو

اهداف سیاست خارجی روسیه و ایران بسته به مسئله همگرا یا واگرایی می شوند. علی رغم درگیری مداوم ایالات متحده و روسی ، مسکو برای دستیابی به توافق هسته ای اخیر با ایران با واشنگتن و سایر پایتخت های جهانی همکاری کرد. روس ها و ایرانیان متحدین نزدیک نظامی در سوریه هستند. با این حال ، استراتژی های سیاسی آنها در آن کشور ممکن است متفاوت باشد. در خاورمیانه وسیع تر ، مسکو و تهران اهداف بسیار متفاوتی را دنبال می کنند ، اما در زمینه بزرگ اوراسیا ، روسیه مشتاقانه منتظر است تا ایران به سازمان همکاری شانگهای (SCO) بپیوندد ، یک مجمع سیاسی کشورهای غیر غربی که به ریاست چین و روسیه به سر می برندبشر

بنابراین ، رانندگان سیاست روسیه نسبت به ایران چیست؟ارزشمند است که اهداف بلند مدت مسکو و اهداف کوتاه مدت و همچنین نحوه سازگاری آنها با سایر روابط مهم روسیه ، چه از نظر منطقه ای و چه در سطح جهان را بررسی کنیم.

اهمیت منطقه ای ایران

حتی پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 ، ایران همسایه روسیه در سراسر دریای خزر باقی مانده است. با بیش از 2500 سال از دولت بودن عمدتاً ناگسستنی ، ایران عملاً یک مکان دائمی در محیط غیرقانونی بسیار بی ثبات در جنوب مرز روسیه است. هرچه رژیم در تهران باشد ، روسیه به رابطه با آن نیاز دارد.

ایران دیگر حوزه نفوذ برای روسیه و انگلیس نیست ، همانطور که در قرن نوزدهم بود ، و همچنین یک متحد خردسال ایالات متحده نیست ، همانطور که بین دهه 50 و 1970 بود. این یک قدرت مستقل منطقه ای است که از دریای مدیترانه در غرب به افغانستان در شرق و از قفقاز جنوبی در شمال تا بندر یمنی عدن در جنوب تأثیر می گذارد. ایران در رویارویی چند دهه با ایالات متحده از سال 1979 ، مقاومت خود را ثابت کرده است. یک شیعه ، غیر عربی ایران تنها در خاورمیانه است که توسط کشورهایی که عمدتاً با اعراب سنی پرجمعیت است ، مشخص می شود ، اما مسکو تشخیص می دهد که بدون مشارکت یا رضایت تهران می تواند نتایج ماندگار در منطقه داشته باشد.

موضوعات کلیدی برای روابط روسیه و ایران

به طور کلی ، روسیه می خواهد ایران همسایه پایدار و دوستانه باشد. مسکو ممکن است اولویت بیشتری برای رهبران عملی تر ایران داشته باشد ، اما اساساً آماده است تا با هر کسی که مسئول تهران است ، برخورد کند ، مگر اینکه ، البته ، منافع روسیه را به چالش می کشد.

رابطه ایدئولوژیکی کمی بین رهبران امروزی روسیه و ایران وجود دارد. ایران یک دینداری اسلامی است ، در حالی که روسیه یک کشور استبدادی سکولار است و کلیسای ارتدکس به طور سنتی به عنوان یک شریک خردسال کرملین فعالیت می کند. هر دو رهبر و جوامع بسیار ناسیونالیستی ، حساس به شکوه قبلی خود هستند و مصمم هستند که وضعیت خود را از نظر جهانی و منطقه ای به دست آورند. اعتماد زیادی بین آنها وجود ندارد. ایرانیان فتوحات سزاریستی و تلاش های اتحاد جماهیر شوروی را به یاد می آورند و روس ها از گریز و دوگانگی فارسی شکایت می کنند.

هر دو رهبر در حال حاضر توسط انیمیشن قوی نسبت به ایالات متحده انگیزه دارند ، که تحریم هایی را برای هر دو کشور اعمال کرده است ، و این جهان بینی های غالب آنها را شکل می دهد. مانند روسیه ، ایران تسلط ایالات متحده را در سیستم جهانی رد می کند و به دنبال کاهش آن تسلط در منطقه خود است. مسکو و تهران در مخالفت با نظم جهانی موجود شریک هستند.

ارتباط روسیه با ایران - یک کشور بزرگ مسلمان - در تقویت وجهه مسکو به عنوان دوست اسلام و گشوده برای "گفتگوی تمدن ها" مهم است. این مفهوم مورد علاقه رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی بود و کرملین به عنوان بخشی از تلاش هایش برای چند قطبی کردن نظم جهانی از آن حمایت می کند. چنین همبستگی فرهنگی جنبه عملی دارد. روس ها قدردانی می کنند که تهران از کمپین های نظامی مسکو در چچن انتقاد نکرد و از وضعیت ناظر روسیه در سازمان کنفرانس اسلامی (که اکنون سازمان همکاری اسلامی نامیده می شود) در سال 2005 حمایت کرد.

از آنجایی که روسیه به دنبال ایجاد روابط اقتصادی با کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا در امتداد محور شمال-جنوب است، ایران یک کشور ترانزیتی کلیدی است. در اجلاس سه جانبه سران در باکو، آذربایجان، در آگوست 2016، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، حسن روحانی از ایران و الهام علی اف از آذربایجان، متعهد شدند برای توسعه یک کریدور تجاری به طول 7200 کیلومتر که کشورهایشان را عمدتاً از طریق راه آهن به یکدیگر متصل می کند، سخت کار کنند.. برای روسیه، ایران با توجه به حجم جمعیت و پتانسیل رشد فناوری، آموزشی و فرهنگی، فرصت های اقتصادی را فراهم می کند.

با این حال، تا کنون، روابط اقتصادی بین دو کشور معمولاً به ژئوپلیتیک تبدیل شده است. صادرات اصلی ایران، نفت، چیزی نیست که روسیه علاقه مند به خرید آن باشد و ایرانی ها عمدتاً فناوری پیشرفته تر غربی را به روسیه ترجیح می دهند. در حال حاضر، تجارت روسیه با ایران در مقیاس کوچک است - تقریباً 1. 2 میلیارد دلار در سال 2015، در مقایسه با 3. 5 میلیارد دلار در هر سال در سال های 2010 و 2011، پس از آن روسیه به تحریم های سازمان ملل علیه ایران پیوست. اما مسکو امیدوار است اکنون که تحریم های اقتصادی عمده علیه تهران برداشته شده است، صادرات خود به ایران را گسترش دهد.

با پیش بینی این موضوع، در سال 2015 صحبت از معاملات بالقوه سرمایه گذاری به مبلغ 40 میلیارد دلار بود. دستیابی به این امر آسان نخواهد بود. مسکو با کمبود نقدینگی برای تامین اعتبار قابل توجه تهران برای تحریک واردات ایران از روسیه مشکل دارد. در تابستان 2016، دولت روسیه دو وام در مجموع 2. 2 میلیارد یورو (حدود 2. 5 میلیارد دلار) به ایران داد، اما وام 5 میلیارد دلاری وعده داده شده به تهران هنوز محقق نشده است.

ذینفعان بزرگ غیرنظامی روس در حال بررسی فرصت ها در ایران هستند. Rosatom ، شرکت انرژی هسته ای ، پس از اتمام ساخت راکتورها در بوشر ، به دنبال سفارشات جدید برای تکمیل است. لوكویل ، بزرگترین شركت نفت خصوصی روسیه ، به دنبال انتقال به بخش نفت و گاز ایران است و صنعت هوافضا روسیه به دنبال بازیابی از نادر دوره پس از سال گذشته ، به دنبال بازارهای صادراتی است. با این حال ، در محیط فعلی پس از تحرک ، این شرکت ها با شرکت های اروپایی که دوباره به بازار ایران بازگردند ، با رقابت روبرو هستند.

با توجه به روابط انرژی ، اگرچه ایران به عنوان تولید کننده رقیب بالقوه با روسیه است ، اما روس ها نظر طولانی را می گیرند. از سرگیری صادرات نفت ایران در سال 2015 ، به طور پیش بینی ، از نظر سهم بازار و قیمت نفت به روسیه رسیده است ، اما این امر مسکو را از پیگیری فعالانه قرارداد هسته ای P5+1 با تهران باز نمی دارد ، که این امر را برداشته است. تحریمدر مارس 2016 ، ایران موافقت نکرد تا تولید نفت خود را برای حمایت از قیمت نفت ، همانطور که مسکو از انجام آن دفاع کرده بود ، کند. با این حال ، روس ها درک وضعیت ایران را به دست آوردند. هنگامی که ایران سرانجام صادرات گاز طبیعی خود را به اروپا ، بازار اصلی گازپروم روسیه آغاز کرد ، مسکو آن را دوست نخواهد داشت اما احتمالاً این کار را با موفقیت انجام می دهد. روسیه به جای مخالفت با چیزی که نمی تواند از آن جلوگیری کند ، در حالی که به دنبال محدود کردن خسارت به علایق خود و تقویت روابط مهم است ، نشان می دهد.

صنعت دفاعی روسیه یکی از ذینفعان اصلی روابط این کشور با ایران است. حتی وقتی آخرین تحریم های اقتصادی برداشته شود ، ایران هنوز هم از دسترسی به فن آوری ها و سخت افزار نظامی غربی محروم خواهد شد. Rosoboronexport روسیه ، که سیستم های تسلیحاتی را به فروش می رساند ، ایران را به عنوان یک بازار مهم مشاهده می کند. افزایش درآمدهای نفتی ایران ، آن را به مشتری معتبرتر تبدیل می کند. در اوایل سال 2016 ، روسیه سرانجام سیستم دفاع هوایی S-300 را به ایران تحویل داد ، که قبلاً برای فشار بر تهران در طی مذاکرات هسته ای انجام نشده بود. در همین حال ، تهران در نظر دارد سیستم پیشرفته تر S-400 را از مسکو خریداری کند. روسیه اظهار داشته است که هیچ محدودیتی در فروش ایران مخزن اصلی نبرد T-90 یا هواپیماهای جنگنده SU-30 وجود ندارد.

نگه داشتن سلاح های هسته ای

روسیه از جاه طلبی ایران به عنوان یک بازیکن بزرگ خاورمیانه اذعان می کند ، اما می خواهد آن را به یک کشور سلاح های غیر هسته ای بماند. موضع مسکو در مورد مسئله هسته ای ایران عمدتاً توسط منافع ملی روسیه هدایت شده است ، و به این ترتیب تحت تأثیر رویارویی ایالات متحده و روسی در سال 2014 قرار نگرفت. نگه دارید ، گزینه های دیگر یا ایران مسلح هسته ای یا یک جنگ بزرگ با آستان روسیه است. با این حال ، با توافق مورد حمله محله های تأثیرگذار در واشنگتن و مخالف عناصر سخت تر در تهران ، اجرای آن را نمی توان به صورت مناسب انجام داد.

مسکو ، که در طول مذاکرات در مورد برنامه هسته ای ایران به طور کلی درک بیشتر از موقعیت ایران نسبت به اعضای غربی گروه P5+1 بود ، نقش مهمی را برای مثال از نظر پردازش سوخت صرف شده خواهد داشت. با این حال ، اگر JCPOA از بین برود و تنش های ایالات متحده و ایران دوباره افزایش یابد ، روسیه مجبور است انتخاب های سختی را انجام دهد. این ممکن است سعی کند نقش پلیس خوب را بازی کند ، یا به عنوان واسطه عمل کند. با این حال ، نباید انتظار داشت که به طور خودکار ایالات متحده را دنبال کند. بسته به سطح و شدت رویارویی ایالات متحده و روسی ، جیب جدا شده همکاری بین دو کشور در ایران ممکن است همیشه یک منطقه حفاظت نشده باقی نماند. مسکو همچنین به دنبال نگرانی از توسعه برنامه موشکی با برد متوسط ایران بوده است ، اما این نگرانی اکنون به ندرت عمومی شده است.

همکاری و رقابت در سوریه

برای روسیه ، ایران در بسیاری از مناطق از جمله افغانستان ، سوریه و مناطق جنوبی اتحاد جماهیر شوروی سابق متحد ژئوپلیتیکی ارزشمندی بوده است. در سوریه ، ایران و متفقین حزب الله نیروهایی را برای حمایت از دولت در دمشق ، همراه با حمایت مالی قابل توجهی فراهم کرده اند ، در حالی که روسیه از دمشق پشتیبانی هوایی ، توپخانه و اطلاعات و همچنین اسلحه ، ماتریل و دیپلماتیک فراهم می کند. پوشش دادن. از زمان شروع مداخله نظامی روسیه در سوریه در سپتامبر 2015 ، مسکو عملیات خود را در آنجا با دمشق و تهران هماهنگ کرده است ، و همچنین از نزدیک با دولت دوستانه تهران عراق همکاری کرده است. روسیه مجوز از ایران و عراق را برای استفاده از فضای هوایی خود برای حملات موشکی کروز در سوریه به دست آورد. این هماهنگی ، باید تأکید کرد ، آزادی عمل روسیه را محدود نمی کند. مسکو در مورد تصمیم سپتامبر 2015 مبنی بر مشارکت نظامی در سوریه و مارس 2016 از کمپین هوایی ، به ایران اطلاع داد و هر دو بار در مورد هماهنگی مشورت کرد. با این حال ، این بخشی از یک روند تصمیم گیری مشترک ساخته نشده است. استفاده روسیه از پایگاه هوایی ایران از آگوست 2016 برای مأموریت های بمب گذاری در سوریه ، ارتقاء کیفیت همکاری های نظامی بین مسکو و تهران را نشان داد. این اولین بار از سال 1979 بود که ایران به پرسنل ارتش خارجی اجازه داد که از قلمرو خود فعالیت کنند.

در حالی که مسکو ، مانند تهران ، به دنبال جلوگیری از سرنگونی رژیم رئیس جمهور بشار اسد و پیروزی افراط گرایان اسلام گرایانه است ، بین دو هدف این دو دولت واگرایی اساسی وجود دارد. روس ها می خواهند نوعی از دولت سوریه را تحت رژیم اصلاح شده با مشارکت فعال خود حفظ کنند - از این رو یک رژیم همچنان با مسکو دوست خواهد بود. با این حال ، هدف نهایی آنها حفظ اسد نیست که بر آنها تأثیر محدودی داشته باشد یا حفظ قانون علوی. در حالی که مداخله مستقیم روسیه در سوریه مانع از شکست نیروهای اسد شده است ، همچنین منجر به کاهش نسبی نفوذ ایران در دمشق شده است. مسکو همچنین به نیازهای امنیتی اسرائیل ، در سوریه و جاهای دیگر توجه کرده است - چیزی که به وضوح با استفاده تهران از حزب الله به عنوان ابزار ژئوپلیتیکی آن در مرزهای اسرائیل مغایرت دارد. علاوه بر این ، علی رغم اتحاد De Facto در مورد سوریه ، مسکو اصرار داشت که ایران قیمت کامل را برای تسلیحاتی که از روسیه خریداری می کند ، بپردازد.

در عوض ، ایرانیان در تلاشند تا رژیم اسد را در قدرت نگه دارند ، تا بتوانند پیوندهای اساسی عرضه به حزب الله لبنان را حفظ کنند ، و تأثیر خود را در به اصطلاح مفید سوریه به وجود آورند-اشاره ای به سرزمین سوریه که رژیم اسد هنوز هم کنترل می کند. این اهداف فقط با کمک متحدین شیعه و علویان ایران قابل دستیابی است. بنابراین ، در حالی که روس ها هدف خود را برای نتیجه گیری در نظر می گیرند که در نهایت ممکن است شامل نوعی مصالحه سیاسی باشد که شامل جناح های متناقض متناقض سوریه و بازیکنان کلیدی منطقه ای می شود ، ایرانیان متمرکز بر دستیابی به پیروزی نظامی برای حزب خود هستند. ایرانیان ناراضی هستند که روسها به اندازه کافی از حزب الله و سایر نیروهای شیعه در زمین حمایت نمی کنند و آنها به اندازه کافی در برخی از نبردهای کلیدی مانند حلب در ژوئن گذشته فعال نبوده اند.

هدف اصلی مداخله روسیه در سوریه ، برنده شدن در ایالات متحده از نقش قدرت بزرگ مسکو است. وزیر امور خارجه روسیه ، سرگئی لاوروف ، و وزیر امور خارجه آمریكا ، جان كری ، به عنوان همكاران غیررسمی روند مذاکرات درون سوریه عمل کرده اند که هدف آن دستیابی به یک توافق سیاسی است. در فوریه سال 2016 ، آنها توافق نامه ای در مورد قطع خصومت ها در سوریه انجام دادند که از آن زمان نقض شده است. با این حال ، ایالات متحده و روسیه نیز سابقه موفقیت داشته اند. در سال 2013 ، آنها برای خلاص شدن از سوریه از سلاح های شیمیایی ، که از آن زمان با وجود جنگ داخلی در حال اجرا است ، به یک نقطه عطف رسیدند.

ایران با این سوء ظن ، همکاری ایالات متحده و روسیه در سوریه را تماشا کرده است ، از این که ممکن است با هزینه منافع تهران تبانی کنند. همچنین بی اعتمادی از طرف ایالات متحده وجود دارد. یکی از دلایل امتناع واشنگتن از به اشتراک گذاشتن اطلاعات با روسیه در مورد نیروهای مخالف سوریه ، نگرانی آن مبنی بر این است که چنین اطلاعاتی را می توان به سپاه گارد انقلابی ایران منتشر کرد. مسکو پس از امضای JCPOA ، پیامدهای نزدیکی ایران با کشورهای اتحادیه اروپا را وزن کرده است. با این حال ، روسها نسبت به این احتمال که تهران ممکن است به سمت ایالات متحده کج شود بسیار آرام تر هستند. آنها موانع بهبود رادیکال در روابط ایالات متحده و ایران را به عنوان اساسی و چنین نتیجه ای بسیار بعید می دانند.

روابط روسیه و ایران در سایر تنظیمات منطقه ای

در افغانستان ، ایران و روسیه از زمان به دست آوردن قدرت طالبان در کابل در سال 1996 متحد بوده اند. دو کشور به طور فعال با ایالات متحده همکاری کردند تا طالبان را در سال 2001 شکست دهند. از نظر امنیتی و منبع اضطراب ژئوپلیتیکی برای مسکو و تهران. از یک طرف ، نیروهای آمریکایی در کوههای هندو کوش ، افراط گرایان القاعده و طالبان را که همچنین تهدیدی برای روسیه و ایران به وجود آوردند ، گرفتند. از سوی دیگر ، حضور ارتش آمریكا در منطقه تأثیر واشنگتن در حیاط خلوت های روسیه و ایران را به شدت افزایش داد. اکنون ، به عنوان حضور ارتش غربی در افغانستان به تدریج از بین می رود ، ایرانیان و روس ها برای جلوگیری از بی ثباتی در افغانستان از تهدید منافع امنیتی خود نیاز به همکاری بیشتری دارند. یکی دیگر از منابع نگرانی ایران و روسیه ، قاچاق مواد مخدر از افغانستان است که برای آن دو کشور هم قلمرو ترانزیت و بازارهای در حال رشد هستند.

در آینده ، مسکو و تهران نیز ممکن است علت متداول در آسیای میانه پیدا کنند ، اگر محیط امنیتی در منطقه اتحاد جماهیر شوروی سابق به طور جدی رو به وخامت بگذارد. آنها سابقه همکاری در آنجا دارند. در سال 1997 ، مسکو و تهران برای پایان دادن به جنگ داخلی وحشیانه در تاجیکستان فارسی زبان پیوستند. در قفقاز جنوبی ، ایران در حاشیه درگیری آذربایجان-آرمنی بر سر نگورنو-کرباخ باقی مانده است ، و به مسکو و سازمان دیگر امنیت و همکاری در اروپا (OSCE) گروه مینسک ، ایالات متحده و فرانسه اجازه می دهد تاواسطه بین احزاب متخاصم. این به لطف ایران به لطف ایران بود که ارمنستان مسیحی ، متحد روسی را محاصره کرد ، می تواند یک زندگی در جهان خارج را حفظ کند.

با این حال ، در تعدادی از مناطق دیگر ، روسیه و ایران از هم جدا هستند. مسکو حزب الله را به عنوان یک گروه بندی سیاسی و نظامی فرقه ای که تعامل را ضمانت می کند ، می داند ، اما در مورد فعالیت های خشونت آمیز خود رزرو می کند. روسیه همچنین موضع خنثی تری نسبت به جنگ داخلی در یمن ، جایی که ایران از قبایل حوثی حمایت می کند ، می گیرد. از نظر مهم ، روسیه از دستور کار ایران در خلیج فارس پشتیبانی نمی کند. در حالی که تهران به نیروهای مختلف شیعه می رسد ، زیرا در تلاش است تا موقعیت منطقه ای خود را در رقابت تلخ با قدرتهای عرب اهل سنت به رهبری عربستان سعودی تقویت کند ، مسکو با دقت از درگیری سنی و شیعه جلوگیری کرده است.

جزم انعطاف پذیری

مسکو به عنوان یک بازیکن بسیار متفاوت از دوره ای که در دوره اتحاد جماهیر شوروی بود ، در خاورمیانه دوباره در حال بازگرداندن خاورمیانه است. ویژگی بارز درگیری خود امروز رویکرد عمدتاً غیرحزبی آن است که توسط آن روسیه علایق خود را ارتقا می بخشد در حالی که همچنان با همه بازیکنان منطقه صحبت می کند. تنها استثناء این امر ترکیه است که در نوامبر سال 2015 یک هواپیمای جنگی روسیه را در نزدیکی مرز ترکیه و سوریه به ضرب گلوله کشت-عملی که روابط روسی و فرهنگمی را مختل کرد تا اینکه رئیس جمهور ترکیه هفت ماه بعد از رئیس جمهور پوتین عذرخواهی کرد. پس از جلسه دو رئیس جمهور در سن پترزبورگ در آگوست 2016 ، روابط روسی و ترکی در حال ترمیم است. آنها حتی ممکن است با توجه به شکایات رئیس جمهور اردوغان در مورد رفتار ایالات متحده و اتحادیه اروپا در زمان اقدام به کودتای نظامی در ترکیه در ژوئیه سال 2016 ، محکم تر شوند. بنابراین ، به عنوان یک قاعده کلی ، روسیه انعطاف پذیری را در منطقه حفظ می کند و حاشیه ای برای مانور حفظ می کنددر هر دو اتحاد و درگیری های خود ، به جز دولت اسلامی و القاعده ، که علیه آنها تعهد خود کامل است.

روابط نزدیک روسیه با ایران بر روابط مسکو با اسرائیل و همچنین پیوندهای آن با تعدادی از کشورهای عربی ، بیش از همه در خلیج فارس تأثیر داشته است. توانایی روسیه برای نزدیک شدن به ایران و اسرائیل گواهی بر میزان انعطاف پذیری سیاست خارجی مسکو ، کیفیت مهارت های دیپلماتیک آن و محدودیت های ذاتی در همکاری روسیه و ایران است. به عنوان شاید تنها رهبر جهانی که با رهبر عالی ایران آیت الله علی خمنی و نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو ملاقات کرده است ، پوتین رویکرد عملی ، معامله ای و مبتنی بر رئالپولیتیک خود را به سیاست خارجی نشان داده است. به طور مداوم ، روسها نسبت به اسرائیلی ها در مورد توانایی های فنی ایران و عقلانیت سیاسی رهبری آن کمتر نگران بوده اند ، در حالی که در عین حال در مورد خطرات اعتصاب پیشگیرانه اسرائیل علیه ایران هشدار می دهند.

روسها مراقب بوده اند که به یک درگیری سنی شیعه ، چه در سوریه و چه در خلیج فارس ، کشیده نشوند. از نظر مسکو ، ائتلافی که با بغداد ، دمشق تشکیل داده است و تهران نمایانگر یک محور روسیه و شیعه نیست بلکه فقط جلسه ای از علایق است. در سوریه ، روسها با موفقیت محدود ، به طیف وسیعی از گروه های مخالف سوریه ، در تلاش برای دستیابی به یک توافق صلح قابل قبول - چیزی که برای ایران غیرقابل تصور است ، می رسند. در عین حال ، مسکو بارها و بارها این نکته را مطرح کرده است که هیچ حل و فصل سیاسی در سوریه نمی تواند پایدار باشد ، مگر اینکه توسط ایران حمایت شود - واقعیتی که بسیاری از سنی های سوریه در بلع مشکل داشته اند.

پوتین همچنین روابط خود را با رئیس جمهور عبدالفتاه السیسی از مصر ، پرجمعیت ترین کشور عربی و یک سنی در آن برقرار کرده است. روابط کرملین با پادشاهی هاشمیت اردن به طور سنتی نزدیک است. رهبران همه اعضای کوچکتر شورای همکاری خلیج فارس (GCC) اخیراً برای مشورت با پوتین به روسیه سفر کرده اند. منافع اقتصادی مسکو آن را به سمت پذیرش کشورهای GCC سوق داده است ، اما اهداف استراتژیک آن آن را به یک متحد موقعیتی ایران تبدیل می کند.

در این زمینه ، بزرگترین چالش برای مسکو ، مدیریت روابط با ایران است حتی در حالی که گفتگوی خود را با عربستان سعودی عمیق تر می کند. تبدیل شدن به شریک زندگی با پادشاهی سعودی و تقویت دوستی با سایر پادشاهی های غنی خلیج فارس ضمن حفظ و گسترش روابط با ایران می تواند حتی دشوارتر از شاهکار برخورد همزمان با ایران و اسرائیل باشد. روسیه هیچ اشتهایی برای حضور در اختلافات ایران-سعودی ندارد ، اما پیگیری روابط موازی با کشورهایی که رقبای منطقه ای تلخ هستند ، آزمایشی از توانمندسازی و سنگینی آن است.

پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی و قبل از بحران اوکراین ، روابط روسیه با ایران نسبت به فراز و نشیب های روابط مسکو با واشنگتن بسیار مستعد بود. هنگامی که ایالات متحده به سختی تحت فشار قرار گرفت ، روسیه غالباً با هزینه ارتباط ایرانی خود امتیازاتی می داد. در تهران ، چنین شیوه هایی اعتبار روسیه را نابود کرد و رهبران ایران را نسبت به همکاران خود در کرملین ، که آنها هرگز به طور کامل به آن اعتماد نکرده بودند ، بدبین تر کردند. در دوره پس از اوکراین ، این دیگر صدق نمی کند زیرا شدت رویارویی مسکو با واشنگتن در حال حاضر چنین مانور را رد می کند. روسیه در طی مذاکرات P5+1 از همکاری خود با ایالات متحده در مورد ایران خودداری نکرد ، همانطور که بسیاری در غرب از آن ترسیده بودند ، اما به محض امضای JCPOA ، مسکو با فروش اسلحه و همکاری های نظامی با ایران بدون توجه به این امر اقدام کردنگرش ایالات متحده نسبت به این حرکات.

مسکو مشتاق است که ایران به SCO بپیوندد ، که از زمان تأسیس در سال 2001 با پکن همکاری کرده است. گسترش آینده SCO در سال 2017 ، هند و پاکستان را شامل می شود ، علاقه روسیه را برای رقیق کردن وزن چین در این سازمان خواهد داشت. اگر ایران پس از برطرف کردن تحریم هایی که توسط شورای امنیت سازمان ملل تحمیل شده است ، به عنوان یک عضو کامل نیز بپیوندد ، چین حتی در گروهی از شرکای قاره آسیایی خود نیز تعبیه خواهد شد. روسیه با تخصص گسترده سیاست خارجی و تجربه دیپلماتیک خود می تواند از چنین ترتیب بهره مند شود. با این حال ، تهران نسبت به این چشم انداز محتاط تر شده است ، و نگران محدود کردن گزینه های خود دقیقاً زمانی است که غرب ، به ویژه اروپا در حال باز شدن است.

نتیجه

در حال حاضر ، همکاری های روسیه و ایران بسیار برجسته تر از رقابت بین دو کشور است. اختلاف نظرها بین آنها-برای مثال در مورد چگونگی تقسیم دریای غنی از منابع خزنده ، که در سوریه دنبال می شود ، و اینکه آیا تولید نفت را به خود اختصاص می دهد-کم و بیش با موفقیت اداره می شود و در راه رسیدن به نوعی وضوح هستند.

با این حال ، پایه و اساس رابطه روسیه و ایران نسبتاً ضعیف و نامتوازن است. روابط اقتصادی تحت تأثیر و غیر تحت فشار است. اعتماد متقابل در سطح دولت تا حد زیادی فاقد آن است. روابط اجتماعی تقریباً وجود ندارد. با باز شدن ایران به دلیل بلند کردن تحریم ها ، ایرانیان به دنبال غرب نیستند نه به شمال. بعید است که ایران به همسر روح روسیه تبدیل شود ، و بیشترین مسکو و تهران می توانند به آن امیدوار باشند ، یک رابطه عملی مبتنی بر منافع دو کشور است ، همانطور که توسط رهبران مربوطه تعریف شده است. وزن و اتصال بین المللی آنها بسیار متفاوت است و باعث ایجاد عدم تقارن چشمگیر می شود. در حالی که روسیه یکی از دو شرکای مهم استراتژیک ایران است (دیگری چین) ، ایران در لیست اولویت های روسیه بسیار پایین تر است.

پتانسیل اختلاف نظر بین ایران و روسیه در تعدادی از حوزه ها وجود دارد - از جمله ژئوپلیتیک خاورمیانه ، بخش های دریای خزر و صادرات گاز طبیعی - حتی اگر هیچ یک از طرفین در آن لحظه به نفع خود باشند که به سمت دیگر فشار بیاورند. برای آینده قابل پیش بینی ، مسکو و تهران برای تحقق اهداف و اهداف گسترده تر خود به یکدیگر احتیاج دارند ، حتی اگر بدانند که همکاری آنها محدودیت های واضحی دارد و فقط می تواند رقابت خود را کاهش دهد تا اینکه آن را کاملاً از بین ببرد. این درک ، به نوبه خود ، می تواند رابطه را با وجود ریشه های کم عمق ، تاریخ بی پروا (به ویژه برای ایرانیان) و بی اعتمادی عمیق و طولانی ، پایدار و حتی نسبتاً موفق باشد.

کارنگی در مورد مسائل مربوط به سیاست های عمومی مواضع نهادی نمی کند. نظرات ارائه شده در اینجا از نویسندگان (ها) است و لزوماً منعکس کننده نظرات کارنگی ، کارکنان آن یا معتمدان آن نیست.

آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیحه نصیری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 23:08