برخی از اقتصاددانان و سیاست گذاران برای افزایش هزینه های عمومی استدلال کرده اند. این ممکن است برای تورم و سیاست پولی چه معنایی داشته باشد؟
هر وقت سیاستمداران یک پروژه جدید را پیشنهاد می کنند ، یک سؤال مشترک از طرف مخالفان این است: چگونه می خواهید هزینه آن را بپردازید؟طبق دیدگاه استاندارد در مورد امور مالی دولت ، هرگونه کمبود درآمد مالیاتی نسبت به هزینه ها باید با وام گرفتن انجام شود. در طول یک دهه گذشته ، ایالات متحده وام زیادی را قرض داده است: بدهی فدرال به عنوان سهم تولید ناخالص داخلی در حال حاضر 79 درصد است ، بالاترین سطح آن از زمان پایان جنگ جهانی دوم ، و بیشتر پیش بینی کنندگان پیش بینی می کنند که بدهی ها در دهه های آینده به ارتفاعات غافلگیرانه برسند. وادطبق اعلام دفتر بودجه کنگره ، کسری سالانه بیش از 1 تریلیون دلار فراتر خواهد رفت. در حالی که این یک رکورد از نظر دلار خواهد بود ، کسری به عنوان سهم تولید ناخالص داخلی هنوز هم در حال حاضر در هنجارهای تاریخی است.(نمودار را ببینید.)

با این وجود ، برخی از سیاست گذاران ابراز نگرانی کرده اند که افزایش سطح بدهی توانایی دولت در وام گرفتن در آینده را محدود می کند. به عنوان مثال ، جروم پاول ، رئیس فدرال ، مسیر بدهی فعلی را "ناپایدار" در طول شهادت کنگره در ماه فوریه خواند. سایر اقتصاددانان برجسته ، از جمله لارنس سامرز از دانشگاه هاروارد و الیویه بلانچارد از انستیتوی اقتصاد بین المللی پترسون ، استدلال کرده اند که ایالات متحده می تواند و در واقع باید وام بیشتری بدهد. این دیدگاه بر این واقعیت است که نرخ رشد اقتصادی ایالات متحده در حال حاضر از نرخ بهره بدهی فراتر می رود. اگر این امر ادامه یابد ، باید ایالات متحده وام خود را بدون هزینه قابل توجهی افزایش دهد ، زیرا اقتصاد سریعتر از هزینه بهره مورد نیاز برای ارائه بدهی رشد خواهد کرد.
بلانچارد از طریق ایمیل گفت: "احساس من ، با بررسی موضوعات تحلیلی و تجربی ، این است که با توجه به پیکربندی فعلی نرخ رشد و نرخ بهره ، اکثر کشورهای پیشرفته بدهی بسیار پایین تر از سطح بحرانی احتمالی دارند."
دولت آمریكا چقدر باید نگران تعادل بودجه خود باشد؟پاسخ ممکن است پیامدهای توانایی فدرال رزرو در پیگیری تورم پایدار از طریق سیاست پولی باشد.
متعادل کردن بودجه
بودجه دولت گاهی با بودجه خانوار مقایسه شده است. برای ایجاد فضای جدید ، دولت یا باید از شر برخی از هزینه های موجود خلاص شود یا درآمد جدیدی به همراه داشته باشد.
اما اقتصاددانان مدتهاست که تشخیص داده اند که بین بودجه خانوارها و کشورها تفاوتهای مهمی وجود دارد. خانوارها باید آنچه را که در طول عمر محدود خود مدیون هستند بازپرداخت کنند. این محدودیت در میزان بازپرداخت آنها را محدود می کند و بنابراین ، چقدر طلبکاران مایل به وام دادن به آنها هستند.
در مقابل ، طول عمر یک کشور ملت هیچ محدودیتی مشخص ندارد. در حالی که دولت ها باید آنچه را که در طولانی مدت مدیون هستند ، بازپرداخت کنند ، برای کشوری با سیستم پایدار دولت ، طولانی مدت می تواند در آینده بسیار دور باشد. در این میان ، دولت فقط برای برآورده کردن صاحبان اوراق قرضه باید بدهی خود را پرداخت کند ، که می تواند بدون افزایش نرخ مالیات انجام دهد تا زمانی که اقتصاد با سرعت بیشتری نسبت به بهره در حال افزایش بدهی بدهی باشد (به عنوان سامرز و بلانچارداستدلال کرده اند)
اما نوع بدهی که یک موضوع دولت است ، تأثیر می گذارد که چقدر می تواند وام بگیرد. در بیشتر تاریخ ، دولت ها ارز خود را به برخی کالاها ، معمولاً طلا یا نقره گره می زدند. هر زمان که دولت بدهی صادر می کرد که در ارز تحت حمایت کالای خود قرار می گرفت ، در واقع متعهد شد که در آینده منابع واقعی به صاحبان اوراق قرضه بپردازد. اگر دارندگان اوراق قرضه تصمیم گرفتند که هنگام بازپرداخت اوراق بهادار خزانه داری ، به جای دلار طلا می خواهند ، به عنوان مثال ، دولت مجبور شد طلا را از ذخایر خود تأمین کند یا مالیات را برای خرید طلا مورد نیاز برای پرداخت اوراق بهادار تأمین کند.
امروز ، البته ، دلار دیگر به طلا گره خورده است. رئیس جمهور روزولت در سال 1934 استاندارد طلا را با توجه به شهروندان خصوصی به پایان رساند ، و رئیس جمهور نیکسون در سال 1971 این کار را با توجه به دولت های خارجی انجام داد. بیشتر بدهی های ایالات متحده امروز به جای ادعای کالایی ، یک ادعای اسمی به برخی از دلار در آینده را نشان می دهد. مثل طلا(خزانه داری ایالات متحده همچنین بدهی هایی را صادر می کند که به تورم نمایه می شود. اما این اوراق قرضه با تورم فقط حدود 9 درصد بدهی های فدرال برجسته را که توسط مردم نگهداری می شود ، تشکیل می دهد.) برخی از اقتصاددانان استدلال می کنند که این تغییر به معنای این است که دولت با یک روبرو نیستمحدودیت بودجه به همان روشی که طبق استاندارد طلا انجام داد.
اریک لپر از دانشگاه ویرجینیا می گوید: "اگر ما در مورد بدهی اسمی صحبت می کنیم ، این یک محدودیت نیست. این فقط یک شرایط تعادل است که تعیین می کند ارزش بدهی چیست."
Leeper یکی از معدود اقتصاد شناسان کلان است که نظریه ای را پیش می برد که رفتار مالی دولت در نهایت ارزش بدهی و پول را به طور کلی هدایت می کند. براساس این نظریه ، قیمت ها با نسبت بدهی اسمی فعلی نسبت به ارزش فعلی مورد انتظار مازاد آینده برابر است. اگر دولت بدهی بیشتری صادر کند اما قول می دهد آن را با مالیات بالاتر یا کاهش هزینه در آینده بازپرداخت کند ، قیمت ها بدون تغییر باقی می مانند. اما اگر دولت بدهی جدیدی صادر کند و هیچ تعهدی به بازپرداخت نداشته باشد ، پس از آن که مردم به دنبال تبادل بدهی (از جمله ارز ، نوع دیگری از مسئولیت دولت) برای سایر کالاها هستند ، قیمت ها افزایش می یابد.
Leeper توضیح می دهد: "یک محدودیت به این معنی است که اگر یک دلار دیگر بدهی بفروشید ، پس باید مالیات جمع کنید.""اما اگر این بدهی اسمی باشد ، ارزش آن بدهی می تواند سازگار باشد تا با هرگونه مالیات در حال حاضر سازگار باشد."
جان کوکران از موسسه هوور از نمونه سهام شرکت ها برای استدلال مشابه استفاده کرده است. در یک سطح ساده ، ارزش سهام یک شرکت متناسب با درآمد آینده مورد انتظار شرکت است. اگر این شرکت مبلغ سهام خود را بدون تغییر انتظارات در مورد سودآوری آینده خود ، از جمله از طریق تقسیم سهام ، دو برابر کند ، قیمت سهام به نصف کاهش می یابد. به همین ترتیب ، وی استدلال كرد ، اگر دولت بیشتر بدهی را بدون تغییر در درآمد آینده مورد انتظار صادر كند ، ارزش بدهی و ارزش ارز به طور كلی کاهش می یابد.
اتخاذ محدودیت ها
به منظور جلوگیری از هزینه های تورمی ، دولت های مدرن دستگاه های تعهد را اتخاذ کرده اند تا اطمینان حاصل کنند که هزینه های عمومی در طولانی مدت تقریباً متعادل است. یکی از راه های انجام چنین تعهد ، اختصاص یک بانک مرکزی مستقل مسئولیت حفظ ثبات قیمت است.
در ایالات متحده ، فدرال رزرو از طریق سیاست های پولی تورم طولانی مدت را هدایت می کند. در حالی که اقتصاد شناسان کلان و سیاست گذاران پولی می دانند که عوامل زیادی وجود دارد که می تواند سطح قیمت ها را در مسافت کوتاه و طولانی تأثیر بگذارد ، آنها تا حد زیادی موافق هستند که سیاست پولی توانایی تأثیر تورم بلند مدت مستقل از سایر عوامل در اقتصاد را دارد.
اما طبق نظریه پیشنهادی Leeper و Cochrane ، سیاست های پولی فقط می تواند تورم را هدایت کند تا زمانی که سیاست مالی نسبت بدهی فعلی را حفظ کند و مازاد آینده مورد انتظار ثابت باشد. به عبارت دیگر ، تا زمانی که بدهی به عنوان پایدار تلقی شود ، فدرال رزرو می تواند از سیاست های پولی برای هدایت تورم به سمت هدف 2 درصدی خود استفاده کند. اما اگر سیاست مالی فراتر از آنچه بازارها در دراز مدت پایدار می دانند ، قیمت ها و نرخ بهره ممکن است به روشهایی تنظیم شود که فدرال رزرو نتواند به طور کامل کنترل کند.
دولت با اختصاص مسئولیت مستقل فدرال رزرو برای حفظ ثبات قیمت از طریق سیاست های پولی ، دولت در واقع متعهد به انجام سیاست های مالی به گونه ای است که بازارها به عنوان پایدار تلقی می شوند. این شبیه به تعهدات تحت استاندارد طلا است ، جایی که دولت متعهد شد هرگونه افزایش بدهی را با افزایش ذخایر طلا در آینده جبران کند. هیچ یک از تعهدات کاملاً الزام آور نیست ، زیرا دولت ها می توانند و هر دو تعهد را کنار گذاشته اند.
همچنین از نظر تئوری برای سیاست های مالی هم ممکن است اهداف هزینه و تورم را تعیین کند. یک مکتب تفکر نسبتاً جدیدی که به عنوان تئوری پولی مدرن (MMT) شناخته می شود ، استدلال کرده است که وام های دولت ایالات متحده نباید با محدودیت بدهی های خود تحمیل شده یا درآمد آینده محدود شود. در عوض ، نکته اصلی باید این باشد که آیا این هزینه تورمی خواهد بود یا خیر ، که MMT می گوید هیچ ارتباطی با بودجه دولت ندارد.
L. Randall Wray از موسسه اقتصاد Levy کالج برد ، یکی از طرفداران اصلی MMT می گوید: "دولت همیشه می تواند بدهی بیشتری صادر کند."
به منظور تأمین مالی هزینه ها ، MMT معتقد است که دولت می تواند به سادگی بدهی کوتاه مدت بیشتری صادر کند یا بانک مرکزی بتواند ذخایر جدیدی را ایجاد کند. اگر منابع کافی برای پروژه هایی که دولت در تلاش برای انجام آن است وجود نداشته باشد ، Wray می گوید چنین هزینه هایی تورم را ایجاد می کند. سپس دولت باید تصمیم بگیرد که تورم بالاتر را بپذیرد ، هزینه های خود را کاهش دهد یا تلاش کند تورم را به روش های دیگر محدود کند. Wray می گوید ، این موارد می تواند شامل کنترل دستمزد و قیمت یا افزایش مالیات برای کاهش مصرف خصوصی منابع باشد. اما او و سایر طرفداران MMT خوشبین هستند که چنین اقداماتی لازم نیست.
Wray می گوید: "من می توانم این ترس را درک کنم که اگر سیاستمداران می دانستند که دولت فدرال با محدودیت مالی خارجی روبرو نیست ، آنها سعی می کنند بیش از حد هزینه کنند.""اما فکر نمی کنم هیچ مدرکی برای آن وجود داشته باشد."
اما منتقدین استدلال می کنند که حذف محدودیت در سیاست های مالی ، مانند محدودیت وام یا یک بانک مرکزی مستقل ، از لحاظ تاریخی منجر به افزایش تورمی در هزینه ها در سایر کشورها شده است - گاهی اوقات به طرز چشمگیری.
قصه های احتیاطی
در یک مقاله کار اخیر ، سباستین ادواردز از دانشگاه کالیفرنیا ، لس آنجلس استدلال کرد که گسترش مالی مشابه آنچه MMT خواستار آن است قبلاً در کشورهای مختلف آمریکای لاتین مانند شیلی ، پرو ، آرژانتین و ونزوئلا محاکمه شده است. در هر حالت ، ادواردز می گوید که دولت با صدور بدهی بیشتر و از طریق سیاست های پول آسان که توسط بانک مرکزی اجرا می شود ، هزینه های برنامه های جدید اجتماعی را افزایش داده است.
ادواردز می گوید: "این منجر به بحران های بزرگ و افتضاح شد."وی دریافت که این آزمایشات به طور کلی با موفقیت آغاز شد ، اما سرانجام تنگناها شروع به ظاهر شدند و منجر به تورم شد. هنگامی که فشارهای تورم پدیدار شد ، متوقف شدن آنها دشوار بود.
ادواردز می گوید: "وقتی تورم به پایان می رسد ، مردم پول گنبدی را خفه می کنند. آنها نمی خواهند آن را نگه دارند.""پول داخلی به یک سیب زمینی داغ تبدیل می شود و مردم از ارز خارجی ، IOU یا چیز دیگری به عنوان پول استفاده می کنند."
ادواردز ، بومی شیلی ، این دست اول را تجربه کرد. پس از گسترش هزینه های بخش دولتی در اوایل دهه 1970 ، نرخ تورم سالانه شیلی در سال 1973 به بیش از 500 درصد افزایش یافت. در مقایسه ، تورم سالانه در ایالات متحده در طول تورم بزرگ فقط در سال 1980 خجالتی از 15 درصد به اوج خود رسید و هنوز هم تولید شداختلال اقتصادی اساسی.
ادواردز خاطرنشان می کند که ، مانند طرفداران MMT ، سیاست گذاران در شیلی و سایر کشورهای آمریکای لاتین قبل از شروع گسترش مالی ، با تورم اضافی مخالفت کردند. پس از ظهور فشارهای تورم ، آنها کنترل دستمزد و قیمت را اجرا کردند و مالیات را در تلاش برای افزایش قیمت افزایش دادند ، اما این اقدامات ناموفق بود. هنگامی که سیاستگذاران محدودیت هایی را برای صدور بدهی و ارز حذف کردند ، حفظ یک ارزش پایدار برای پول دشوار شد.
مقاله ای که اغلب در سال 1982 توسط توماس سارجنت ، اقتصاددان برنده جایزه نوبل از دانشگاه نیویورک ، نمونه های بیشتری را ارائه می دهد. سارجنت تجربیات تورم مجارستان ، اتریش ، لهستان و آلمان را پس از جنگ جهانی اول بررسی کرد. هر کشور در پی جنگ با اختلالات اقتصادی و بدهی های قابل توجهی روبرو شد. دولت های آنها با صدور بدهی جدید پرداخت شده با چاپ پول پاسخ دادند. فشار خون بالا تنها پس از آنكه دولتها تغییراتی را برای تعادل در بودجه خود انجام دادند و بانکهای مرکزی مستقل ایجاد كردند كه از کسب درآمد از بدهی های آینده ممنوع بودند ، پایان یافت. پس از اتمام این تعهدات ، سارجنت دریافت که تورم به طور ناگهانی به پایان رسید با وجود این که عرضه پول در هر کشور به گسترش خود ادامه می دهد.
سارجنت نوشت: "این فقط مقدار فزاینده ای از یادداشت های بانک مرکزی نبود که باعث افزایش بیش از حد شد.""در عوض ، این رشد ارز فیات بود که از آن خارج شد ، یا فقط توسط لوایح دولت حمایت می شد ، که هرگز چشم انداز بازنشستگی از طریق مالیات وجود نداشت."
Wray استدلال می کند که اپیزودهای موجود در اروپا پس از جنگ و آمریکای لاتین در مورد نسخه های MMT صدق نمی کند زیرا بدهی های آن با آن کشورها در ارزهای خودشان مشخص نشده اند. بدهی های آلمان در جمهوری ویمر به طلا گره خورده بود و بدهی های آرژانتین به دلار می رسد ، به عنوان مثال ، محدودیت های واقعی را در توانایی آنها در بازپرداخت ایالات متحده با آن تحمیل می کند.
با این وجود ، از نظر اقتصاددانان اصلی اصلی ، چنین قسمت هایی حاکی از آن است که وقتی هزینه ها از انتظارات در مورد درآمد آینده جدا می شوند ، تورم بدون در نظر گرفتن نوع بدهی به دنبال می آید.
هزینه بیشتر
مطمئناً ، گسترش مالی بزرگ نیازی به تورم ندارد. بسیاری از اقتصاددانان به پرونده ژاپن اشاره کرده اند که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی از 200 درصد پیشی گرفته است اما در طی دو دهه گذشته تورم بسیار کمی را تجربه کرده است. اما در حالی که ژاپن مشغول گسترش مالی قابل توجهی است که برای تقویت اقتصاد خود طراحی شده است ، اما در همان زمان مالیات مصرف خود را نیز افزایش داده است. این نشان می دهد که افزایش هزینه ها توسط مازاد درآمد آینده پشتیبانی می شود (حداقل تا حدودی). در واقع ، وقتی از وی سؤال شد که آیا سیاست های ژاپن به عنوان نمونه ای از نسخه های MMT خدمت کرده است ، هاروهیکو کورودا ، فرماندار بانک ژاپن اظهار داشت که این امر به این دلیل نیست که دولت ژاپن "معتقد است که برای بازگرداندن سلامت مالی و ایجاد سیاست های مالی مهم است."
همچنین ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که تورم با تعهد به "غیرمسئولانه از نظر مالی" می تواند مفید باشد. در مقاله ای با مارگارت ژاکوبسون از دانشگاه ایندیانا و بروس پرستون از دانشگاه ملبورن ، لپر پاسخ رئیس جمهور فرانکلین روزولت به رکود بزرگ را مورد بررسی قرار داد. از سال 1933 ، روزولت ایالات متحده را از استاندارد طلا گرفت و کسری "اضطراری" دولت را اجرا کرد که وی متعهد شد که پس از بهبودی اقتصاد ، بازپرداخت نکند. این گسترش مالی "بدون باز" باعث افزایش فعالیت اقتصادی و تورم در زمانی شد که ایالات متحده در حال کاهش تورم بود. اما Leeper اذعان می کند که بیرون کشیدن چیزی مشابه امروز دشوار خواهد بود.
او می گوید: "روزولت مجبور شد انتظارات مالی را به روش صحیح لنگر انداخت.""در طی رکود اقتصادی بزرگ ، اوباما همچنین یک محرک مالی را به تصویب رساند ، اما طی یک هفته پس از گذشت بسته ، او قول می داد که مازاد را افزایش داده و کسری را کاهش دهد. و این به این دلیل است که سیاست تغییر کرده است."
حتی اگر سیاست گذاران امروزی موفق شوند انتظارات مردم را در مورد سیاست مالی تغییر دهند ، اگر اوضاع طبق برنامه ریزی انجام نشود ، ممکن است این انتظارات دشوار باشد. ممکن است به همین دلیل بسیاری از دولتها تصمیم به نشانه گذاری در اهداف خود برای تعادل بودجه در دراز مدت و متهم کردن بانکهای مرکزی مستقل برای ثابت نگه داشتن تورم داشته باشند.
ادواردز می گوید: "آنچه اپیزودهای آمریکای لاتین نشان داد این است که تنظیم دقیق یا متوقف کردن روند تورم بسیار دشوار است.""اکنون ، این یک قانون جهانی مانند گرانش نیست ، اما شواهد به ما می گوید که باید مراقب باشیم."
قرائت
بلانچارد ، الیویه."بدهی عمومی: هزینه های مالی و رفاهی در زمان پایین نرخ بهره."مؤسسه پیترسون برای سیاست های بین المللی اقتصاد شماره 19-2 ، فوریه 2019.
ادواردز ، سباستین."نظریه پولی مدرن: قصه های هشدار دهنده از آمریکای لاتین."مقاله کار اقتصاد موسسه هوور شماره 19106 ، 25 آوریل 2019.
Jacobson ، Margaret M. ، Eric M. Leeper و Bruce Preston."بهبودی 1933."دفتر کار ملی تحقیقات اقتصادی شماره 25629 ، مارس 2019. (مقاله موجود با اشتراک.)
سارجنت ، توماس جی. "انتهای چهار تورم بزرگ". در رابرت ا. هال (ویرایش) ، تورم: علل و اثرات. شیکاگو: دانشگاه شیکاگو پرس ، 1982. (فصل موجود با اشتراک.)
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
22 ارديبهشت
1402 ساعت: 22:15