نظریه بازار کارآمد

ساخت وبلاگ

نظریه کارآمد بازار یک تئوری مالی است که می گوید قیمت دارایی به طور کامل تمام اطلاعات موجود را منعکس می کند.

به عبارت دیگر ، فرض بر این است که قیمت های امنیتی همیشه با دقت نشان دهنده ارزش واقعی شرکت ها است. بنابراین ، از این رو نتیجه می گیرد که تغییرات قیمت تصادفی است و به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست.

حتی پس از رویدادی که می تواند بر چشم انداز یک شرکت تأثیر بگذارد ، انتظار می رود قیمت سهام به سرعت به سطح اصلی خود بازگردد.

طرفداران این نظریه معتقدند که اگر سرمایه گذاران با جزئیات بیشتری یک شرکت را تجزیه و تحلیل کنند ، نمی توانند انتظار داشته باشند که بالاتر از نرخ تنظیم ریسک باشند.

از آنجا که امکان پذیر نیست که یک سرمایه گذار بیشتر از آنچه که قبلاً در قیمت آن منعکس شده است ، در مورد یک شرکت اطلاعات بیشتری کسب کند ، تلاش برای به دست آوردن یک مزیت رقابتی از طریق دانش بی معنی است.

برای درک بهتر این مفهوم ، قیاس از زندگی روزمره را در نظر بگیرید: اگر کسی سفارش فروش 1000 سهم را با قیمت 100 دلار برای Apple Inc. قرار داده است ، این نشان می دهد که فروشنده معتقد است که سهام اپل در حال حاضر 100 دلار یا کمتر است.

به نوبه خود ، یک خریدار که دستور خرید آن 1000 سهام AAPL را با قیمت 100 دلار - حتی اگر قیمت کمی پایین تر باشد - به این معنی است که آنها معتقدند ارزش بازار فعلی اپل از 100 دلار برای هر سهم بیشتر است.

بنابراین ، حتی اگر کسی ممکن است احساس کند که سهام در حال حاضر 100 دلار برای هر سهم بیش از حد ارزش دارد ، آنها سعی در خرید آن نخواهند داشت مگر اینکه فکر کنند قیمت آن افزایش می یابد.

این ما را به تئوری کارآمد بازار باز می گرداند ، که بیان می کند هرگونه اطلاعات جدید بلافاصله در قیمت سهام یک شرکت منعکس می شود.

چگونه کار می کند؟

بهره وری بازار با چگونگی حرکت سریع اطلاعات جدید در سراسر بازار تعیین می شود و در قیمت های امنیتی منعکس می شود.

هنگامی که یک خبر مهم در مورد یک شرکت عمومی می شود ، معمولاً در یکی از چندین رسانه مالی گزارش می شود. به محض اینکه این رسانه ها این خبر را گزارش می دهند ، قیمت سهام بالا می رود (یا پایین می آید).

به عنوان مثال ، یک فاجعه طبیعی ممکن است باعث شود قیمت سهام یک شرکت کاهش یابد زیرا قیمت سرمایه گذاران در درآمد پایین تر.

به نوبه خود ، این قیمت ها اطلاعات مربوط به آن گزارش ها را منعکس می کنند و به محض گذراندن این رویداد به سطح اصلی آنها باز می گردند.

علاوه بر این ، اگر شرکتی درباره راه اندازی محصول آینده اعلام کند ، به محض اعلام این اعلامیه ، قیمت سهام آن افزایش می یابد.

با این حال ، اگر این شرکت اعتراف کند که از نظر مالی تلاش می کند و انتظار نمی رود در آینده نزدیک به عنوان مثال سودآور باشد ، قیمت سهم آن در محل قرار می گیرد.

اشکال نظریه بازار کارآمد

به طور کلی ، سه شکل اصلی نظریه بازار کارآمد وجود دارد: قوی ، نیمه قوی و ضعیف.

شکل قوی

این شدیدترین شکل کارآیی بازار است. در این تئوری آمده است که درآمدزایی در بازار در هر دوره زمانی خاص غیرممکن است. سرمایه گذاران همیشه درست هستند زیرا انتظارات آنها از قبل در قیمت سهام منعکس شده است.

به عنوان مثال ، اگر در پاسخ به اخبار منفی ، قیمت سهام از 10 دلار به 9 دلار کاهش یابد ، می تواند کارآمد تلقی شود زیرا اطلاعات قبلاً به بازار قیمت گذاری شده است.

اگر نه اطلاعات جدید و نه فاکتورهای نامشهود نتواند باعث شود قیمت سهام از ارزش ذاتی آنها برای هر دوره زمانی منحرف شود ، بازار کاملاً کارآمد تلقی می شود.

فرم نیمه قوی

تفاوت اصلی بین این و شکل قوی در این است که در بهره وری نیمه قوی بازار ، رویدادهای آینده نیز به قیمت سهام تبدیل می شوند. با این حال ، طبق این شکل ، پیش بینی حرکات قیمت کوتاه مدت هنوز امکان پذیر نیست.

به نوبه خود ، اگر بر اساس اطلاعات جدیدی که قبلاً در قیمت سهام منعکس شده اند ، حرکات قیمت کوتاه مدت قابل پیش بینی می شود.

به عنوان مثال ، نوسانات گسترده در قیمت سهم یک شرکت پس از گزارش درآمدی ، رفتار بازار کارآمد نیمه قوی در نظر گرفته می شود زیرا این خبر انتظار می رفت.

شکل ضعیف

در اینجا ، بهره وری بازار به قیمت های امنیتی اشاره دارد که منعکس کننده کلیه اطلاعاتی است که توسط شرکت کنندگان در بازار مربوطه در یک مقطع زمانی شناخته می شود. این بدان معنی است که هر دو اطلاعات عمومی و خصوصی در تصمیمات قیمت گذاری دارایی گنجانده شده است.

به عنوان مثال ، اگر یک سرمایه گذار بداند که درآمد یک شرکت در سه ماهه بعدی 20 ٪ افزایش می یابد ، در قیمت سهام آن منعکس می شود.

بنابراین ، اگر قبل از انتشار دانش عمومی عمل کند ، می تواند این سهام را با بازده بالاتر از حد متوسط تجارت کند.

منظور از کارآمد بودن بازارها چیست؟

اگر یک بازار کارآمد باشد ، قیمت ها تمام اطلاعات موجود را منعکس می کنند. این بدان معنی است که تغییر در قیمت سهام بر اساس داده های گذشته یا حال قابل پیش بینی نیست.

با تمدید ، این نشان می دهد که یک سرمایه گذار نیز ممکن است به طور تصادفی سرمایه گذاری کند زیرا مهم نیست که اگر انتظار می رود بازده آنها با گذشت زمان ، سهام آنها را برای خرید انتخاب کند ، از آن استفاده می کند.

با این حال ، هنگام در نظر گرفتن یک استراتژی سرمایه گذاری که منعکس کننده این ایده ها است ، مواردی وجود دارد که باید در نظر داشته باشید.

اول ، فرضیه کارآمد بازار به جای خود سهام فردی به قیمت سهام اشاره دارد. به همین دلیل هنوز هم برای سرمایه گذاران امکان پذیر است که سهام کم ارزش با نسبت قیمت به درآمد کم یا بازده سود سهام بالا را پیدا کنند.

دوم ، این تئوری نشان می دهد که ضرب و شتم مداوم بازار غیرممکن است. با این حال ، بسیاری از سرمایه گذاران از لحاظ تاریخی با شناسایی اطلاعات قبل از انتشار آن ، راه هایی برای انجام این کار پیدا کرده اند.

چه چیزی می تواند بازار کارآمدتر شود؟

در صورت داشتن نقدینگی بالا ، بازارها می توانند کارآمدتر شوند ، جایی که برای کسی آسان است که قیمت مورد نظر خود را پیدا کند.

دوم ، عدم تمرکز به نحوه توزیع اطلاعات در مورد شرکت کنندگان در بازار اشاره دارد. اگر اطلاعات توسط تعداد کمی از افراد یا آژانس ها نگهداری شود ، ممکن است بازار به همان اندازه که ممکن است کارآمد نباشد.

به عنوان مثال ، اگر یک سرمایه گذار خودی یا بزرگ تجارت کند ، احتمال دارد این تأثیر در بازار داشته باشد.

سوم ، شفافیت همچنین به نحوه توزیع اطلاعات اشاره دارد. اگر دسترسی به داده های عمومی وجود نداشته باشد ، برای سرمایه گذاران دشوارتر می شود که تخمین های مستقل خود را در مورد وقایع آینده که ممکن است بر قیمت ها تأثیر بگذارد ، انجام دهند.

سرانجام ، تجارت اوراق بهادار باید در مورد قانون سازماندهی شود ، که دارای حقوق مالکیت و کشف قیمت است.

چگونه با گذشت زمان تکامل یافته است؟

فرضیه بازار کارآمد برای اولین بار در دهه 50 و 1960 توسط استاد دانشکده مدیریت MIT Sloan ، پل کووتنر ساخته شد.

این محبوبیت در بازار گاو نر دهه 1980 به دست آورد. با این حال ، اعتبار آن پس از عدم موفقیت در توضیح اینکه چرا بازارها در ابتدای قرن بیست و یکم سقوط کردند ، مورد توجه قرار گرفت.

علاوه بر این ، در دهه 1990 ، امور مالی رفتاری پدیدار شد ، که استدلال می کرد که بازارها همیشه منطقی نیستند.

درعوض ، سرمایه گذاران غالباً وقتی تحت تأثیر احساسات قرار می گرفتند ، تصمیمات غیر منطقی می گرفتند (به عنوان مثال خرید هنگام افزایش بازار) یا در پاسخ به رویدادهای خبری اخیر (به عنوان مثال پیش بینی سهام اندکی پس از شنیدن خبر خوب درباره یک شرکت).

افکار نهایی

هدف از بازارهای کارآمد افزایش احتمال اینکه قیمت امنیت نشان دهنده ارزش ذاتی آن باشد ، افزایش می یابد.

پیامدهای تئوری کارآمد بازار گاهی اوقات می تواند درک شود که قیمت سهام هرگز قابل پیش بینی نیست. با این حال ، این تئوری فقط به چگونگی پیش بینی تغییرات در قیمت ها بر اساس داده های گذشته یا حال اشاره دارد.

بنابراین ، در حالی که سرمایه گذاران غیرممکن است که با پیش بینی حرکات قیمت کوتاه مدت با توجه به این اطلاعات ، به طور مداوم بازارها را شکست دهند ، روش های دیگری برای به دست آوردن یک مزیت وجود دارد.

سؤالات متداول نظریه بازار کارآمد

نظریه بازار کارآمد چیست؟

نظریه بازار کارآمد (EMT) نظریه ای است که می گوید سرمایه گذاران منطقی قادر به دارایی های موجود در بازار هستند ، بر اساس اطلاعات عمومی موجود ، به طور مداوم ، ضرب و شتم مداوم بازار غیرممکن می شود. این نظریه برای هر دارایی که از جمله سهام ، اوراق قرضه ، کالاها و املاک و مستغلات استفاده می شود ، قابل استفاده است.

چگونه کار می کند؟

EMT فرآیندی را که توسط آن اطلاعات منتشر می شود ، تجزیه و تحلیل و در قیمت ها توسط شرکت کنندگان در بازار که علاقه به دارایی دارند معامله می شوند ، توصیف می کند.

چه اشکال تئوری کارآمد بازار وجود دارد؟

سه نسخه از EMT وجود دارد: نیمه قوی ، قوی و ضعیف.

منظور از کارآمد بودن بازارها چیست؟

این تئوری نشان می دهد که اگر بازار کارآمد باشد ، هیچ سهام کم ارزش وجود ندارد. همه شرکت ها قیمت مناسب بازار خود را دارند ، بنابراین سرمایه گذاران با خرید سهام کم ارزش قادر به تولید آلفا نیستند.

آیا بازارها می توانند ناکارآمد باشند؟

آره. اگر قیمت سهام در نهایت با عرضه و تقاضا هدایت شود ، ممکن است قیمت بازار از ارزش واقعی سهام یک شرکت دور شود.

آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیحه نصیری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 15:13