در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. اگر سوالی دارید ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.
ویراستاران ما آنچه را که شما ارسال کرده اید را مرور می کنند و تعیین می کنند که آیا مقاله را تجدید نظر کنید.
در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. اگر سوالی دارید ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.
ویراستاران ما آنچه را که شما ارسال کرده اید را مرور می کنند و تعیین می کنند که آیا مقاله را تجدید نظر کنید.

رکود بزرگ که در سال 1929 در ایالات متحده آغاز شد و در سراسر جهان گسترش یافت ، طولانی ترین و شدیدترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن بود. این امر با کاهش شیب دار در تولید صنعتی و قیمت ها (تورم) ، بیکاری گسترده ، وحشت بانکی و افزایش شدید نرخ فقر و بی خانمانی مشخص شد.
چهار عامل نقش های مختلفی را ایفا می کردند.(1) سقوط بورس سهام در سال 1929 اعتماد به نفس در اقتصاد آمریکا را کاهش داد و در نتیجه کاهش شدید هزینه و سرمایه گذاری داشت.(2) وحشت بانکی در اوایل دهه 1930 باعث شد بسیاری از بانک ها شکست بخورند و باعث کاهش استخر پول در دسترس برای وام ها شوند.(3) استاندارد طلا به بانکهای مرکزی خارجی نیاز داشت تا نرخ بهره را برای مقابله با عدم تعادل تجاری با ایالات متحده ، افسردگی هزینه و سرمایه گذاری در آن کشورها افزایش دهند.(4) قانون تعرفه Smoot-Hawley (1930) تعرفه های شیب دار را برای بسیاری از کالاهای صنعتی و کشاورزی تحمیل کرد و اقدامات تلافی جویانه ای را دعوت کرد که در نهایت باعث کاهش تولید و باعث ایجاد تجارت جهانی شد.
در ایالات متحده ، جایی که افسردگی به طور کلی بدترین بود ، تولید صنعتی بین سالهای 1929 تا 1933 نزدیک به 47 درصد کاهش یافت ، تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) 30 درصد کاهش یافت و بیکاری به بیش از 20 درصد رسید. به دلیل وحشت بانکی ، 20 درصد از بانک های موجود در سال 1930 تا سال 1933 شکست خورده بودند.
سه عامل نقش های مختلفی را ایفا می کردند.(1) رها کردن استاندارد طلا و کاهش ارزش ارز ، برخی از کشورها را قادر می سازد تا منابع پول خود را افزایش دهند ، که باعث ایجاد هزینه ، وام و سرمایه گذاری می شود.(2) گسترش مالی در قالب افزایش هزینه های دولت برای مشاغل و سایر برنامه های رفاه اجتماعی ، به ویژه معامله جدید در ایالات متحده ، که احتمالاً با افزایش تقاضای کل ، تولید را تحریک می کند.(3) در ایالات متحده ، هزینه های نظامی را در سالهای قبل از ورود این کشور به جنگ جهانی دوم افزایش داد و به کاهش بیکاری در زیر سطح پیش از فشار خود تا سال 1942 کمک کرد و دوباره تقاضای کل را افزایش داد.
در اکثر کشورهای آسیب دیده ، افسردگی بزرگ تا سال 1933 از نظر فنی به پایان رسید ، به این معنی که تا آن زمان اقتصاد آنها شروع به بهبودی کرده بود. با این حال ، بیشتر آنها تا اواخر دهه 1930 یا اوایل دهه 1940 بهبودی کامل را تجربه نکردند. به طور کلی تصور می شود که ایالات متحده تا سال 1939 به طور کامل از رکود بزرگ بهبود یافته است.
افسردگی بزرگ ، رکود اقتصادی در سراسر جهان که از سال 1929 آغاز شد و تا حدود سال 1939 ادامه داشت. این طولانی ترین و شدیدترین افسردگی بود که تاکنون توسط جهان صنعتی غربی تجربه شده بود و باعث ایجاد تغییرات اساسی در نهادهای اقتصادی ، سیاست کلان اقتصادی و نظریه اقتصادی شد. اگرچه در ایالات متحده سرچشمه گرفته است ، اما رکود بزرگ باعث کاهش شدید تولید ، بیکاری شدید و کاهش حاد در تقریباً در هر کشور جهان شد. تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آن به ویژه در ایالات متحده ، جایی که رکود بزرگ نمایانگر شدیدترین سختی های آمریکایی ها از زمان جنگ داخلی بود ، کمتر حیرت انگیز نبود.
تاریخ اقتصادی

زمان و شدت افسردگی بزرگ در کشورها بسیار متفاوت بود. افسردگی به ویژه در ایالات متحده و اروپا طولانی و شدید بود. در ژاپن و بسیاری از آمریکای لاتین خفیف تر بود. شاید جای تعجب نباشد ، بدترین افسردگی که تاکنون توسط اقتصاد جهانی تجربه شده است ، ناشی از بسیاری از دلایل است. کاهش تقاضای مصرف کننده ، وحشت مالی و سیاست های اشتباه دولت باعث شد تا تولید اقتصادی در ایالات متحده سقوط کند ، در حالی که استاندارد طلا ، که تقریباً تمام کشورهای جهان را در شبکه ای از نرخ ارز ثابت پیوند می داد ، نقش مهمی در آن داشتانتقال رکود آمریکا به کشورهای دیگر. بهبودی از افسردگی بزرگ تا حد زیادی با رها کردن استاندارد طلا و گسترش پولی متعاقب آن تحریک شد. تأثیر اقتصادی افسردگی بزرگ بسیار زیاد بود ، از جمله رنج شدید بشر و هم تغییرات عمیق در سیاست اقتصادی.
زمان و شدت
رکود بزرگ در ایالات متحده به عنوان یک رکود عادی در تابستان سال 1929 آغاز شد. رکود به طرز چشمگیری بدتر شد ، با این حال ، در اواخر سال 1929 و تا اوایل سال 1933 ادامه یافت. تولید واقعی و قیمت ها به طرز فجیعی کاهش یافت. بین اوج و فرورفتگی رکود ، تولید صنعتی در ایالات متحده 47 درصد کاهش یافته و تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) 30 درصد کاهش یافته است. شاخص قیمت عمده فروشی 33 درصد کاهش یافته است (چنین کاهش در سطح قیمت به عنوان تورم گفته می شود). اگرچه بحث هایی در مورد قابلیت اطمینان آمار وجود دارد ، اما به طور گسترده ای توافق شده است که نرخ بیکاری در بالاترین نقطه خود از 20 درصد فراتر رفته است. شدت افسردگی بزرگ در ایالات متحده به ویژه هنگامی که با بدترین رکود بعدی آمریکا مقایسه می شود ، رکود بزرگ سال 2007-09 مشخص می شود ، که در طی آن تولید ناخالص داخلی واقعی کشور فقط 4. 3 درصد کاهش یافت و نرخ بیکاری کمتر از 10 به اوج خود رسید. درصد
افسردگی تقریباً در هر کشور جهان تأثیر گذاشت. با این حال ، تاریخ و بزرگی رکود در کشورها بسیار متفاوت است. بریتانیا در بیشتر نیمه دوم دهه 1920 با رشد و رکود پایین دست و پنجه نرم کرد. با این حال ، این کشور تا اوایل سال 1930 به افسردگی شدید نرسید و کاهش اوج به اوج تولید صنعتی تقریباً یک سوم ایالات متحده بود. فرانسه همچنین در اوایل دهه 1930 رکود نسبتاً کوتاهی را تجربه کرد. بهبود فرانسه در سال 1932 و 1933 ، با این حال ، کوتاه مدت بود. تولید و قیمت های صنعتی فرانسه هر دو به طور قابل ملاحظه ای بین سالهای 1933 و 1936 کاهش یافت. اقتصاد آلمان در اوایل سال 1928 به رکود سقوط کرد و سپس قبل از اینکه دوباره در سه ماهه سوم سال 1929 کاهش یابد ، تثبیت شد. کاهش تولید صنعتی آلمان تقریباً برابر با آن در یونایتد بودایالت ها. تعدادی از کشورها در آمریکای لاتین در اواخر سال 1928 و اوایل سال 1929 به افسردگی افتادند ، اندکی قبل از کاهش تولید ایالات متحده. در حالی که برخی از کشورهای کمتر توسعه یافته افسردگی شدید را تجربه می کردند ، برخی دیگر ، مانند آرژانتین و برزیل ، رکودهای نسبتاً خفیف را تجربه کردند. ژاپن همچنین افسردگی خفیف را تجربه کرد ، که نسبتاً دیر شروع شد و نسبتاً زود به پایان رسید.
کاهش قیمت کلی قیمت که در ایالات متحده مشهود بود نیز در کشورهای دیگر حضور داشت. تقریباً هر کشور صنعتی تحمل قیمت عمده فروشی 30 درصد یا بیشتر بین سالهای 1929 تا 1933 کاهش یافته است. به دلیل انعطاف پذیری بیشتر ساختار قیمت ژاپن ، کاهش قیمت در ژاپن در سال 1930 و 1931 به طور غیرمعمول سریع بود. این کاهش سریع ممکن است به حفظ این امر کمک کندکاهش تولید ژاپن نسبتاً خفیف است. قیمت کالاهای اولیه معامله شده در بازارهای جهانی در این دوره حتی به طرز چشمگیری کاهش یافته است. به عنوان مثال ، قیمت قهوه ، پنبه ، ابریشم و لاستیک تقریباً نیمی از سپتامبر 1929 و دسامبر 1930 کاهش یافته است. در نتیجه ، شرایط تجارت برای تولید کنندگان کالاهای اولیه به طرز فجیعی کاهش یافته است.

بهبودی ایالات متحده در بهار سال 1933 آغاز شد. تولید در اواسط دهه 1930 به سرعت رشد کرد: تولید ناخالص داخلی واقعی با میانگین 9 درصد در سال بین سالهای 1933 و 1937 افزایش یافت. با این حال ، تولید در اوایل دهه 1930 بسیار عمیق بود.، که در طی این دوره به طور قابل توجهی زیر مسیر روند بلند مدت خود باقی مانده است. در سال 1937-38 ایالات متحده رکود شدید دیگری متحمل شد ، اما پس از اواسط سال 1938 اقتصاد آمریکا حتی با سرعت بیشتری نسبت به اواسط دهه 1930 رشد کرد. بازده این کشور سرانجام به مسیر روند بلند مدت خود در سال 1942 بازگشت.
بهبودی در سایر نقاط جهان بسیار متفاوت بود. اقتصاد انگلیس پس از رها کردن استاندارد طلا در سپتامبر سال 1931 ، به زودی کاهش یافت ، اگرچه بهبودی واقعی تا پایان سال 1932 آغاز نشد. اقتصاد تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین در اواخر سال 1931 و اوایل سال 1932 شروع به تقویت کرد. آلمان وژاپن هر دو در پاییز سال 1932 شروع به بهبودی کردند. کانادا و بسیاری از کشورهای کوچکتر اروپایی تقریباً همزمان با ایالات متحده ، در اوایل سال 1933 ، دوباره زنده شدند. تا سال 1938 به طور محکم وارد مرحله بازیابی نشد.
آموزش استراتژی معاملاتی...
ما را در سایت آموزش استراتژی معاملاتی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیحه نصیری
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
7 تير
1402 ساعت: 16:16